خليج فارس-Persian Gulf
خليج فارس، خليج فارس است "نيم نگاهي به جغرافياي تاريخي خليج فارس" از نخستين روز آفرينش دنيا، تا تكوين و پيدايش خشكيها و درياها، تا اينك انسان، بر خليج فارس عمر جهان وزيده است، از بدو تردد فنيقيها تا تحرك هخامنشيان و تحريك يونانيان و حركت اسكندر و ماموريت نثار خوس - نثار كوس - و از اولين جرقههاي فتوحات مسلمانان در شهرهاي ساحلي و جزاير خليج فارس، تا حضور نحس پرتغاليها و هلنديها، و به دنبال آنها كمپاني هند شرقي و انگليسيها، آنهم با ادعاي فريبنده صدور تمدن، و استقرار نظم و لغو بردهداري اما به طمع ادويه و ابريشم و مرواريد و غارت گنجينههاي شگفتناك سرزمين افسانهاي هندوستان، ….. و در اين صد سال اخير هم كشف مصيبت بزرگي به نام نفت و امتياز استخراج و ... در كنار حذف تدريجي انگليسيها از صحنه رقابتهاي تراز اول سياست و اقتصاد جهاني، و ماجراي جنگ جهاني و تولد غول بيشاخ و دمي به نام آمريكا و رشد سرطان صهيونيزم و تلاش مستمر و هدفمند به منظور مهار خطر مسلمانان و سلطه بر منابع انرژي جهان - كه بيگفتگو نيمي از آن در همين دور و بر خليجفارس خوابيده است، و لشگركشي حيرتانگيز و بيسابقه تفنگداران دريايي آمريكا به بهانه و دليل براي توجيه شوراي امنيت سازمان ملل و تداوم حضور سلطهجويانه ناوهاي غولپيكر و مانورهاي پي در پي و چنگ و دندان نشان دادن به مردم سلحشور ايران، و بالاخره تحميق عراقيها و به راه انداختن آتش بازي جنگ نفت و اشغال كويت و...، و اين همه رفت و آمد، و گفت و شنود در شهركهاي شيخ نشين و به ظاهر مستقل حوزه خليج فارس و گاهگداري هم علم كردن پيراهن دريدهاي به نام "خليج عربي !!" و "شطالعرب" و ادعاي كذايي حاكميت بر بعضي جزاير ايراني خليجفارس و... و دهها و صدها مقوله ديگر همه و همه بيانگر حساسيت و اهميت كمنظير خليج فارس به عنوان گلوگاه آبي شرق و غرب، است و بيترديد بودن يا نبودن نفت و گاز - اگر چه ممكن است در بخشي از كنشهاي سياسي و اقتصادي مختصر نوساني ايجاد كند؛ اما در هر صورت اهميت سوقالجيشي - و ژئوپلتيك - خليج فارس كماكان با همان حدت و قوت باقي و محفوظ است. و چه دليلي بهتر از اينكه پيش از پيدايش نفت هم جهانخواران چهار چنگولي به گردن خليج فارس چسبيده بودند. خليج فارس - به عنوان شعبهاي بزرگ از اقيانوس هند - كه بر سر راه كليه خطوط دريايي در مشرق عدن واقع شده است و در مقام محل و معبر مبادله كالا و تجارت ميان شرق و غرب، نه تنها از زمانهاي دور صحنه رقابت و كشمكشهاي ملل ذينفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است، بلكه هميشه و بيش از هر درياي ديگري مورد توجه علماي معرفهالارض و باستانشناسان و مورخان و جغرافيانويسان - و مشتركا سياستمداران و سلحشوران - قرار داشته است. شايد اين جستار باز نمود كيفيت پيدايش خليج فارس را برنتابد، اما همينقدر توان گفت كه در روزگاران بسيار دوري كه «تمام سرزمين مقدس ايران و عراق و عربستان را اقيانوس گستردهاي فراگرفته بود، يك فشار تحتالارضي در عصر هيوسن طبقات زمين را بالا آورده و فلات را فرو برده و خليج فارس را ايجاد نموده است.»1 عليرغم اينكه نخستين جغرافينويسان مسلمان - سده سوم تا ششم هجري قمري - بالطبع در افق علمي بسيار محدودي حركت ميكردند و از يافتههاي آزمايشگاهي و فسيلشناسي در تبيين نظريههاي زمينشناسي خود بيبهره بودند، اما با اين همه نظريهي دانشمند بزرگ ابوريحان بيروني دربارهي «چگونگي پيدايش خشكيها و درياها، و به عبارتي بيرون آمدن خشكيها از درياها و يافتههاي فسيلشناسي» به اصول دانش پيشرفته زمينشناسي و مباني علمي جغرافيا بسيار نزديك است. بيروني گويد: «با گذشت زمان دريا به خشكي و خشكي به دريا تبديل ميشود و اگر اين كار پيش از بودن مردمان در جهان بوده باشد دانسته نيست و اگر پس از آن بوده باشد گزارشي از آن بر جاي نمانده است... اين بيابان عربستان كه ميبينيم نخست دريا بوده و سپس پر شده است و نشانههاي آن هنگام كندن چاهها و حوضها آشكار ميشود، چه در آن چينههايي از خاك و ريگ و قلوهسنگ ديده ميشود و نيز پارههاي سفال وشيشه و استخوان به دست ميآيد كه ممكن نيست كسي آنرا به عمد در زير خاك پنهان كرده باشد. همچنين سنگهايي بيرون ميآيد كه چون آنها را بشكند، صدفها و حلزونها و چيزهايي كه گوش ماهي ناميده ميشود به نظر ميرسد... و اينگونه چيزها در بابالابواب بر كناره درياي خزر نيز هست. و البته براي تبديل دريا به خشكي وقت معين و تاريخي به ياد كسي نيست.»2 اوضاع و احوال خليج فارس در ادوار پيش از ميلاد به درستي دانسته نيست و مدرك مدون و قاطعي كه منشاء قضاوتي دقيق قرار گيرد به دست نيست. اينكه آيا در آن دوران فنيقيها در مناطق مسكوني خليج فارس مستقر بودهاند يا نه؛ پاسخ محكمهپسندي ندارد. ولي قدر مسلم اينكه از چهار هزار سال ق.م تجارت دريايي ميان اقوام ساكن اين منطقه جريان داشته است. بابليها كه به اعتبار گفته تورات (- كتاب يوشع از اسفار توراه ـ) نيروي دريايي عظيمي داشتهاند، هميشه به خليج فارس توجهي خاص نشان ميدادند. اكثر مورخان يوناني - از جمله هرودوت - معتقدند كه بابليها وسايل مورد نياز خود را كه از عربستان و هندوستان تهيه ميكردند، از طريق خليجفارس حمل مينمودند. به لحاظ موقعيت سوقالجيشي نيز بابل در حوالي خليج فارس در كنار دجله و فرات قرار گرفته بود و سه درياي فارس و هند و اسود را به هم مرتبط ميساخت. با وجود اينها پيش از همه احتمالا پاي فينقيان به خليج فارس باز شده است كه در مركز عالم متمدن عهود باستان ميزيستند و در كشتيهاي خود از بيبلوس3 و صور و صيدا رموز دريانوردي و همچنين آداب خط و كتابت را به نقاطي از عالم بردند كه يكي دو هزار سال بعد قلمرو گسترده مسيحيتت و اسلام گشت. حتي بنابر آنچه هرودوت مينويسد: «فارسيان دانشمند مدعي هستند كه وقتي فنيقيها از درياي اريتره (سرخ) به سواحل مديترانه شرقي مهاجرت كردند و در سرزميني كه امروز در آن ميزيند ساكن شدند بيدرنگ به بحر پيماييهاي طويل دست زدند.»4 ميتوان احتمال داد كه فنيقيها شرقيتر از آن بودهاند كه تا كنون پنداشتهايم. «بسياري از مؤلفان پنداشتهاند كه بحرين وطن اصلي فنيقيهاي دريانورد بازرگان مديترانهاي بوده است كه به مثابه ارابه تمدنهاي باستاني بودند. اين پندار مبتني است بر شباهت عجيب گورهاي بيشماري كه در بزرگترين جزيره بحرين ديده ميشود با مقابر فنيقيان. باستانشناسان متعدد سالهاست كه در اين باره مشغول مطالعهاند؛ ولي هنوز تعبير واحد و قاطعي از آنها ديده نشده است. اما به هر جهت آنچه مسلم مينمايد، اين است كه فنيقيان پيش از استقرار در سواحل مديترانه در خليجفارس مستعمراتي داشتهاند5. چنين قومي دست كم ضمن راههاي تجارتي خود آشناييهايي با خليجفارس داشته است. بهخصوص اگر در نظر داشته باشيم كه بزرگترين لشگركشيهاي سرداران بزرگ تاريخ در آن زمان به استعانت دريانوردان فنيقي امكان ميپذيرفته است، لشگركشي اسكندر به اين سوي جهان فصل تازهاي است. اسكندر در بازگشت از فتح هند به يك دسته از سربازان خود به سركردگي نثارخوس ماموريت داد كه در مصب رود سند به كشتي بنشينند و به كمك دريانوردان قبرسي و فنيقي و مصري همراه خويش در ساحل عمان و خليج (- فارس -) تا آنجا كه ميتواند پيش براند.»6 نثارخوس كه دوست زمان كودكي اسكندر بود در حدود سالهاي 325 ق.م سفر اكتشافي خود را آغاز كرد و طول خليج فارس از سند تا فرات را پيمود. اين دريانوردي اكتشافي بسيار مهم، 146 روز ادامه داشته و نثارخوس در 24 فوريه 325 ق.م در حاشيه رودخانه اهواز (كارون؟) لنگر انداخته و به سپاه اسكندر پيوسته است. به عقيدهي استرابون - كه به تفصيل از حركت نثارخوس صحبت كرده - مهمترين دستاورد اين سفر نظامي - اكتشافي؛ اتصال اروپا به مناطق دور دست شرق و بويژه هندوستان و چين بوده است.7 در اينكه ميان هندوستان و نواحي مسكوني خليج فارس - جزاير و شهرهاي ساحلي - و حوزهي ارند رود، از روزگاران دور ارتباط برقرار بوده است، شكي نيست. در سال 3-1922 م، مسترماكي MR . E . MACKY در جريان حفاريهاي جزيرهي كيش، مهر منقوشي يافت كه از هر حيث، با مهرهايي كه توسط سرجان مارشال sir . Marshal در شمال هندوستان كشف شده، مشابه است. از اين مانستگي قابل تامل دانسته ميآيد كه نه فقط رابطه منظمي بين دو مكان مزبور وجود داشته، بلكه تمدن مشتركي نيز در اين دو جا جاري و حاكم بوده است، كه چندين هزار سال، بر ادراري كه ما از آن مطلعيم، اقدام است... به نظر دكتر تئودوريئت ، Dr T Bent ملاحان و بحر پيمايان جسوري كه در آن روزگاران در توسعه تجارت ميكوشيدهاند از نژاد فنيقي بودهاند. اما براي اثبات اين ادعا دليل مستندي به دست نيست. هرودوت گويد: «فنيقيها مدعياند كه از نواحي خليجفارس آمدهاند ولي مدركي براي اثبات مدعاي فوق موجود نيست... با اين همه هم هرودوت و هم استرابون تاكيد ميكنند كه در اين نواحي مراكز مهم تجارتي وجود داشته است و فنيقيها در سواحل خليجفارس آمد و شد داشتهاند.8 "فتوحات اسلامي در جزاير خليج فارس" با وجود جايگاه مهم جغرافيايي و جزاير آن، نزديكي به شبه جزيره عربستان (پايگاه و خاستگاه اوليه اسلام)، و سرعت گسترش اسلام و دامنه وسيع فتوحات، چنين به نظر ميرسد كه مسلمانان، نيرو و برنامهريزي خيلي جدي و دقيقي به منظور فتح شهرهاي ساحلي و جزاير خليج فارس خرج نكردهاند و فيالواقع هدف اصلي و نوك تيز پيكان يورش مسلمانان متوجه مناطق مركزي، غربي و به ويژه صفحات شمالي ايران - عليالخصوص شمال قزوين - بوده است. آنجا كه جنگاوران كوهستانهاي ديلم در برابر تهاجم مسلمانان بشدت مقاومت ميكردند….. اما اينطور هم نيست كه سپاه فاتحان از كنار كرانهها و كنارهها جزاير خليج فارس بسادگي گذشته باشند. بلاذري در بخش [فتح] « حوزههاي فارس و كرمان» از تسخير جزيره ابر كاروان (قشم) و توج - در زمان خليفه دوم - سخن گفته است: «گويند زماني كه علاءخضرمي از جانب عمربنخطاب ولايت بحرين را داشت، هرثمه بن عرقچه باروقي از قوم ارد را بفرستاد و او جزيرهاي را در فروسوي فارس فتح كرد سپس عمر به علاء نامه نوشت و فرمان داد كه هرثمه را به ياري عتبه بن فرقد سلمي فرستند و علاء چنان كرد كه وي فرموده بود، پس از آن عمر، عثمان بن ابي العاص ثقفي را ولايت بحرين و عمان داد. عثمان در آن ديار به هر سوي بتاخت و اهل آنجاي را به اطاعت خويش در آورد. سپس برادر خود حكم بن ابي العاص را با سپاهي عظيم از قومهاي عبدالقيس و ازد و تميم و بنوناجيه و ديگر قبايل از راه دريا به سوي فارس فرستاد. حكم جزيره ابركاوان را فتح كرد، بعد به سوي توج تاخت.»9 اين فتوحات در سال 19 هـ به وقوع پيوسته است. "جزيره ابركاوان كجاست؟" ابوالقاسم محمد بن حوقل بغدادي، سياح و جغرافيدان عرب، كه به سال 367 هجري قمري كتاب ارزشمند صورهالارض را نوشته است در توضيح موقعيت خليج فارس ( - كه متعاقبا از آن ياد خواهيم نمود - ) از سه جزيره خارك؛ لافت و اورال نام برده و در هر مورد شرحي و وصفي ارايه داده است. ابن حوقل جزاير فوق را مسكوني و داراي آب شيرين و حيوانات شيرده دانسته است. اين جزيره ابركاران كه بلاذري از فتح آن به دست حكم ابن ابي العاص سخن گفته همان جزيره لافت مورد اشاره و نظر اين حوقل است كه اينك به قشم (كشم)، شهرت يافته است و سندش هم اين قول ياقوت ذيل لافت است كه گويد: «همان جزيره كاوان است و من در درياي فارس سفر كردم و نامي از جزيره لافت نشنيدم»11 در كتاب مجهولالمؤلف حدودالعالم من المشرق الي المغرب، كه تقريبا سه قرن پيش از معجمالبلدان ياقوت و در حدود سال 372 هـ (يعني همزمان با تاليف سفرنامه ابن حوقل) تحرير شده، ضمن ضبط اسامي مشهور عالم از جزيره لافت نيز سخن رفته است: «دهم جزيره لافت است و اندر وي شهري خرم است مر او را لافت خوانند و اندرو كشت و بذرست و نعمت بسيار و آبهاء خوش و از همه جهان به بازرگاني به آنجا روند و اين جزيره برابر پارس است.»12 گي. لسترنج نام «طويله» را هم بر اين اسامي افزوده است، وي گويد: «جزيره بزرگي كه در قسمت تنگ خليج فارس واقع است و امروز كشم ناميده ميشود و آن را جزيره «طويله» هم ميگفتند، ظاهرا بايد همان جزيرهاي باشد كه در كتب ما در قرون وسطي به اسامي مختلف جزيره بني (ابن) كوان ابركافان و ابركان ذكر شده است و شايد اين اختلاف تسميه ناشي از اختلاف نسخ باشد و ياقوت گويد جزيره مزبور به نام لافت نيز معروف بوده است.»13 لسترنج، شهر «توج» يا «توز» را مكاني ناپيدا دانسته است كه احتمالا در آغاز قرن ششم ويران شده است. «توج شهري تجارتي بود، پارچههاي كتاني آنجا كه به رنگهاي مختلف تهيه ميگردد و گلابتون دوزي ميشد معروف بود. رودخانه شاپور كه از نزديك شهر ميگذشت، غالبا رودخانه توج ناميده ميشد و عضدالدوله ديلمي طايفهاي از اعراب را از شام كوچانيده در آنجا مقام داده بود. توج در آغاز قرن ششم هجري ويران گرديد و تا كنون محل آن پيدا نشده ولي گويند آن شهر در ساحل رودخانه شاپور يا نزديك آن در زميني پست به فاصله دوازده فرسخي جنابه و در ساحل دريا چهار فرسخي معبري كه از دريز آغاز ميگرديد واقع بوده است. توج از نقاط مشهور دوره فتوحات اسلام است و تاريخ بناي مسجد آن به همان دوره ميرسيده است ولي در زمان حمدالله مستوفي با خاك يكسان بوده است.»14 "خليج فارس در يك نگاه": بررسي و بازنمود اوضاع و احوال اجتماعي، سياسي و اقتصادي خليج فارس و جزاير آن، پس از اسلام تا برهه تجاوز پرتغاليها - و تشريح وضعيت آن از عصر صفويه تا امروز - به عنوان دو مقوله ممتاز؛ - از حوصله و رسالت اين جستار بيرون است، و ما قلمرو سخن خود را به تبيين جايگاه درياي فارس در متون مطمئن و كهن جغرافيايي اسلامي، محدود مينماييم و سمت و سوي بحث را در جهت اثبات حقانيت نام و عنوان خليج فارس (در مقابل ادعاي مطرود و مردود هنيازي و همساني خليج فارس و خليج عربي) - و حق قطعي و مسلم حاكميت ايران بر اين دريا و جزاير ايراني آن امتداد ميدهيم. به تحقيق تمام متون قديمي جغرافي جهان از نقشههاي هكاتايوس و بطلميوس، تا آثار جغرافيادانان و جهانگردان مسيحي و مسلمان - شعبهاي بزرگ از اقيانوس هند را كه از جنوب به موازات بحر احمر، تا قلب دنياي قديم پيش رفته است خليج يا درياي فارس خواندهاند. "الف - موقعيت": «خليج فارس مانند دالاني است كه بين 24 دقيقه 30 درجه عرض شمالي و 48 دقيقه 50 درجه طول شرقي - واقع شده، حدود آن از شمال و شمال خاوري، سواحل ايران، از خاور خليج عمان، از جنوب و باختر شبه جزيره عربستان ميباشد. رودخانههاي دجله و فرات، كارون و كرخه، كه از جبال ارمنستان، و تركيه سرچشمه گرفتهاند، به انضمام رودخانههاي جراحي، هنديان و رودهاي كوچك ديگر به اين دريا ميريزند. گودي خليج نسبت به موقعيت آن فرق ميكند. اين عمق در دهانه خليج 70 تا 90 متر است و هر قدر به طرف بالاي خليج رود كمتر شود، و به مسافت 90 كيلومتري تا دهانه شط به 30 متر است و هر قدر به طرف بالاي خليج رود كمتر شود، و به مسافت 90 كيلومتري تا دهانه شط به 30 متر رسد. در صيدگاههاي مرواريد، عمق خليج كمتر از 36 متر است. براي خالي نبودن عريضه، اين را هم اضافه كنيم كه مساحت خليجفارس 97000 ميل مربع است و طول آن از سواحل عمان تا راس دريا در حدود 50 ميل و عرض آن كم و بيش بين 180 تا 29 ميل (تنگه هرمز) ميباشد. "ب - نام خليج فارس، هميشه تاريخ فارس بوده است"! از سدههاي هفتم و هشتم ق.م تا دوران زايش و بالش دانش جغرافيا، همه اكابر و اعاظم علم صورهالارض، از جمله آنا كسي ماندر، هكاتوس، هرودوت، اراتوستن، هيبارك، پومپوني مله، كراتس مالوس، استرابون، بطليموس، ماكروپيوس، ايزيدورسويلي، و محمدبن موسي الخوارزمي، ابوزيد بلخي، ابن سرابيون، ابن رسته، ابن فقيه، ابن فضلان، ابن خردادبه، مسعودي، اصطخري، ابن حوقل، مقدسي، ناصرخسرو، ادريسي، جيحاني، فرازي، بيروني، ابن جبير، ياقوت، قزويني، مستوفي، ابن بطوطه، حافظ ابرو، شرفالدين علي يزدي، ابوالغازي و ... و گروهي ديگر، درياي جنوبي ايران را تحت عناوين و اسامي، خليج فارس، خليج پارس، درياي فارس، بحرالفارس، بحر فارس، سينوس پريسكوس ( sinus persicus )، ماره پرسيكوس ( marc persicus )، گلف پرسيك ( Golf persikue )، پرژن گلف ( گلف) (persian gulf )، پرزشير گلف ( persischer gulf )، ياد كردهاند. نگفته نگذريم كه در همين منابع نيز گاهي به خليج عرب؛ خليج بصره، بر ميخوريم كه به عنوان حقيقتي جغرافيايي تداعيگر بحر احمر، خليج قلمزم يا درياي سرخ است. اين دريا به اعتبار مجاورت و قرابت با شبه جزيره عربستان، به خليجعربي شهرت يافته و در جغرافياي نوين نيز گاهي به همين نام ياد و خوانده ميشود. پرسيس ( persis ) يا پرسيكوس ( persicus ) كه در جغرافياي غربي به درياي فارس گفته شده و در گستردهاي كليتر كشور ايران را هم فرا گرفته است، به نظر لسترنج از اشتباه يونانيان ناشي شده است: «ايالت فارس موطن پادشاهن هخامنشي و مركز دولت آنهاست. يونانيان اين ايالت را بنام پرسيس ( persis ) ميشناختند و اين كلمه را كه فقط اسم آن ايالت بود اشتباها بر تمام ايران اطلاق ميكردند و اين اشتباه يونانيان تا كنون در تمام اروپا و شايع است و ما اروپاييان تمام مملكت ايران را به نام persia كه مشتق از همان persis است ميخوانيم، در صورتي كه ايرانيان مملكت خود را ايران مينامند و فارس كه همان پرسپوليس كه همان پرسيس قديم باشد فقط يكي از ايالتهاي جنوبي ايران است.»15 در اوستا از خليج فارس به «درياي فراخ كرت» نام رفته است. اگرچه اين درياي فراخ كرت كه به كرات در دفاتر مختلف اوستا - بويژه پشتها، و نديداد؛ - ياد شده است، مشخصات درياي خزر را تداعي ميكند، اما در يك مورد به نظر ميرسد كه مارد از « فراخ كرت» به سبب رويكرد درياي هند همان «درياي فارس» باشد: «اي سپيتمان زرتشت، از آن پس تشتر شكوهمند ديگر باره از درياي «فراخ كرت» فراز آيد و «ستويس» فرهمند نيز در پس وي برآيد، آنگاه مه از آن سوي هند از كوهي كه در ميانه درياي فراخ كرت جاي دارد برخيزد.»16 نگارنده و گزارشگر اوستا در ذيل اين مورد خاص مينويسد: «از اين عبارت بر ميآيد كه فراخ كرت درياي جنوبي ايران، يعني خليج فارس و درياي عمان است. اما در جاهاي ديگر اوستا چنين مينمايد كه درياي مازندران است.» "ج - چند نقشه قديمي": از اين موضوع كه نخستين نقشه كرهي زمين به چه صورت و توسط چه كسي منتشر شده است، اطلاع دقيقي نداريم. در كتاب خطي جامجم، كه توسط فرهاد ميرزا نايبالسلطنه به سال 1272 ه. ق رونويسي شده است، و منبع و مرجعش دانسته نيست، آمده: «يونانيان اختراع نقشه را به آتاكسي مندر نسبت ميدهند كه او نقشه دنياي عتيق را پانصد و پنجاه سال ق. م كشيده، منتشر ساخت، و از يونانيان عربها روميان اخذ كردند و ليكن ظن غالب آن است كه از يونانيان به ايرانيان رسيده و از ايرانيان در ميان اتراك و تاتارهاي غربي منتشر شده است….. ولي مسلما نسختين اصلاح و ترتيبي كه در نقشهها بعد از آتاكسي مندر اتفاق افتاده است، به استصواب بطليموس بوده است….»17. اما واقعيت جز اين است چرا كه در ميانرودان نقشههاي محلي و جهاني كه بر روي لوحههاي گلين حك شده و تاريخ آنها به سده ششم پيش از ميلاد ميرسد به دست آمده است. سومريان و بابليان كه پس از آنها برآمدند چنين ميپنداشتند كه زمين همچون قرصي بر روي اقيانوس بيكران شناور است. در نقشه جهاننمايي كه از دوران شكوفايي تمدن بابل به دست آمده است زمين به صورت دايرهاي كه اطرافش را آبهاي خليج فارس فراگرفته نقش گرديده است. طراحان اين نقشه همانند ديگر جهاننگاران سرزمين خويش را در مركز نقشه قرار دادهاند و اقاليم خارجي را به صورت مثلثها و شهرهاي ديگر را با دايرههايي بر روي اين نقشه مشخص ساختهاند. از سومر باستان نيز نقشههاي گلين - از شهر سومري نيپور - به دست آمده است كه باستانشناسان از آن در حفريات خود بهره گرفته اند.»18 1- ج - خليج فارس در نقشه هكاتايوس: 2- از اولين كساني كه اقدام به ترسيم نقشه جهان نمودند، هكاتاپوس پسر هگساندروس جغرافيدان اهل مليته بوده است. هكاتايوس در اواخر سده ششم قبل از ميلاد در مليته - كه در آن وقت يكي از ايالات حكومت ايران بوده - به دنيا آمد و در سال 475 پيش از ميلاد درگذشت. به نظر ميرسد كه هكاتايوس و خانوادهاش تابعيت ايراني داشتهاند و از اين رو ميتوانستهاند مانند ديگر شهروندان ايراني به ساير ايالات تابعه و از جمله مصر به آساني سفر كنند. وي از سوي برخي از پژوهندگان تاريخ علم، پدر جغرافيا لقب گرفته است. 19 در نقشه جغرافيايي كه هكاتايوس ترسيم كرده، زمين به صورت قرصي محصور با اقيانوس تصور و تصوير گرديده است. در اين نقشه درياي خزر وخليج فارس و درياي سرخ، درياهايي آزاد و مرتبط با اقيانوي بيكران ترسيم شدهاند. 2- ج - خليج فارس و خليج عرب؛ دو خليج ممتاز در نقشه بطليموس كلوديوس بطلميوس، رياضيدان و ستاره شناس سده دوم ميلادي ( 150 ق. م ) در دانش جغرافياي باستان نيز از مقام رفيعي برخوردار است. نقشه جهان نماي بطليموس به شكل نيم كره گستردهاي است كه كم و بيش 8000 جاي را در خود گرفته است. در اين نقشه - خليج فارس به نام sinus persicus ، دقيقا مشخص است. ضمن اينكه به موازات آن متمايل به جنوب غربي، خليج عربي به اسم sinus ARBAICUS پيداست. از اين نقشه بسيار مهم - كه كليات و شيوه نگارش آن مورد توجه دانشمندان اسلامي نيز واقع شده - اين نكته بسيار مهمتر مستفاد ميشود كه خليج فارس و خليج عربي، دو درياي جدا از هم بودهاند كه حتا از سدههاي پيش از ميلاد نيز حدود و نامشان معلوم و معين بوده است.20 3- ج - خليج فارس در چند نقشه از جغرافياي اسلامي 1-3-ج- مسالك و ممالك اصطخري: اين كتاب داراي نقشههايي است كه با شرح و توضيح همراه ميباشد. در نقشههاي جهان نماي اصطخري، زمين به صورت كرهاي گسترده كه دور و برش را آب گرفته ترسيم شده است. درياي خزر بسته است، اما خليج فارس به اقيانوس محيطي وصل ميشود. نكته قابل توجه اينكه اصطخري نيز - به سان همه نقشه نگاران قديم - خانه كعبه را ناف زمين دانسته است.21 2- 3- ج - نقشه درياي فارس در صورتالارض ابن حوقل اطلاعاتي كه ابن حوقل در صورهالارض به ثبت رسانده است. - چه به قول محمد قزويني، دست دوم و سوم و رونويسي از آثار اصطخري و ابن فضلان باشد يا نه 22؛ محل اثبات و انكارش در اين مجمل نيست. نكته مهم اين است كه ابن سياح و جهانگرد عرب به گفته مترجم و مصحح فاضل كتاب؛ در مورد خليج فارس صريحا به گفتگو پرداخته و يكي از فصول كتاب را به درياي فارس اختصاص داده است و علي رغم ادعاي كساني كه نغمه خليج عربي را ساز كرده و ياوه بافتهاند در هزار سال پيش علت تسميه خليج فارس را چنين شرح داده است: «به طور مكرر گفتيم كه درياي فارس خليجي از بحر محيط در حد چين و شهر واق است و اين دريا از حدود بلاد سند و كرمان تا فارس امتداد دارد و از ميان ساير ممالك به نام فارس ناميده شده است. زيرا فارس از همهي اين كشورها آبادتر است و پادشاهان آنجا در روزگاران قديم سلطه بيشتر داشتند و هم اكنون به همهي كرانههاي دور و نزديك اين دريا مسلطاند و در همه بلاد ديگر كشتيهايي كه در درياي فارس حركت ميكنند و از حدود مملكت خود خارج ميشوند و با جلال و مصونيت بر ميگردند، همه متعلق به فارس هستند.»23 در نقشه متن عربي كتاب صورهالارض همسان همه نقشههاي متون كهن اسلامي، شمال پايين و جنوب بالا قرار گرفته است. در نقشه ابن حوقل درياي فارس در كنار نواحي فارس و كرمان مشخص و به بحر محيطي متصل است. در اين نقشه (عربي) خوزستان به صراحت تمام همان خوزستان است و سه جزيره خارك، لافت؛ و اورال، در درياي فارس معلوم است.24 تاريخ تاليف كتاب (صورهالارض يا سفرنامه ابن حوقل) حدود سال 367 ه ق است و در اشارات مختلفي كه به درياي فارس صورت گرفته نكات جالبي نهفته است. مؤلف در تبيين موقعيت بحر قلزم گويد: «قسمتي از درياي فارس كه قلزم در آن است تا محاذات اندرون يمن بحر قلزم ناميده ميشود و طول آن سي منزل و عرض آن در پهناورترين قسمت سه شب است و سپس بهتدريج تنگ ميشود. چنانكه در بعضي جاها آن سوي دريا ديده ميشود و سرانجام به قلزم ميرسد.»25 ابن حوقل در تشريح محيط درياي فارس از بحر عدن، بحر الزنج عمان و درياي سياه نيز سخن گفته است و همه را محيط بحر فارس دانسته است: «در نزديكي عدن معدن لؤلؤ است و هر چه از آن بيرون آورند به عدن ميبرند. اگر از عمان بگذري و از حدود اسلام خارج شوي و به نزديك سرنديپ در آيي آن قسمت نيز بحر فارس ناميده ميشود كه بسيار پهناور، و در كرانه آن بلاد زنج قرار دارد. در اين دريا مهالك بسيار و گذرگاههاي دشوار و مخوف است و سختترين همه در ميان جنابه (گناوه) و بصره است. و «هورجنابه» ناميده ميشود. جايي بسيار ترسناك است و به هنگام تلاطم كشتي از آن سالم نتواند ماند و نيز در آن جايي معروف به خشبات است كه حدود شش ميل از عبادان (آبادان) از جانب جريان آب دجله به دريا فاصله دارد. و گاهي دريا به قدري كم عمق ميشود كه كشتيهاي بزرگ جز هنگام مد از ترس نشستن در خاك نميتواند در آن حركت كنند.»26 در جاي ديگري ضمن توضيح موقعيت جغرافيايي فارس، گويد: «اما درياهاي آن، بزرگترين درياها همان درياي فارس است كه به نام آن معروف است، زيرا درياي بصره، تا دورترين نقطه هند درياي فارس ناميده ميشود.» 27 ابن حوقل، همچنين درباره جزايري - كه ذكرشان رفت - توضيحاتي داده، كه باز نمود آن از حوصله سخن ما بيرون است. 3 - 3- ج - نقشه بحر فارس در معجمالبلدان: شهابالدين ابي عبدالله ياقوت بن عبدالله الحموي الرومي البغدادي، صاحب يكي از معتبرترين و جامعترين دائرهالمعارفهاي جغرافيايي است. ياقوت در جزء اول كتاب معجمالبلدان، نقشه سادهاي از صورهالارض و بحور مهم آن ترسيم كرده است. در نقشه ياقوت هم - به سان همه نقشههاي پيشين - اطراف زمين را بحر محيطي فراگرفته است. بحر فاري و بحر قلزم دو شاخه موازي از بحر عظيم هند است، اما بحر خوارزم و بحر جرجان، مسدود است. در نقشه ساده ياقوت رود نيل نيز مشخص است. مؤلف ذيل بحر فارس گويد: «هو شعبه من بحر الهند الاعظم و اسمه بالفارسيه كما ذكره حمره ... و مقابلها في وسط البحر جزيره خارك، ثم يمر في سواحل فارس بسيتيز و بوشهر و نجيرم و سيراف ثم بجزيره اللار الي قلعه هزو و مقابلها في البحر جزيره قيس بن عميره تظهره من بحر فارس»28 4-3-ج- نقشه خليج فارس در آثار البلاد و اخبار العباد: الامام العالم زكرياء بن محمد بن محمود القزويني، از اعاظم برجسته تاريخ و جغرافياي قرن هفتم (674 هـ) و صاحب دو كتاب «عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات» و «آثار البلاد و اخبار العباد» است. در نقشه قزويني - مندرج در آثار البلاد - كه اقاليم هفتگانه عالم مشخص شده است، اگرچه نكات تازهاي به چشم ميآيد؛ اما اين جغرافيدان بزرگ نيز در كليات نقشهنگاري و تصورات خود از صورهالارض تحت تاثير پيشينيان است و خوب كه دقت نماييم، خواهيم ديد كه نقشه جهان از هكاتايوس تا زكرياي قزويني دستخوش تغييرات عميق و تحولات اساسي نشده است. به هر حال در نقشه زكرياي قزويني شمال، پايين، و جنوب بالاست. و مغرب در طرف راست و مشرق در سمت چپ قرار گرفته است. بلاد ايران از جمله مكران؛ كرمان و شيراز در اقليم سوم - ظاهرا - جاي دارند و خليج فارس به همين نام به روشني مشخص و پيداست. در سمت راست خليج فارس (سمت مغرب) خليج بربري ديده ميشود كه در شمال حبشه واقع شده است. صاحب گمنام كتاب حدود العالم نيز جاي اين خليج را در شمال حبشه دانسته است. در نقشه قزويني - مانند همه نقشهها - بحرالخزر بسته و محصور است.29 زكرياي قزويني شخصا از خليج فارس و بعضي جزاير آن - از جمله كيش - بازديد كرده است و شرح مشاهدات خود را به اجمال در آثار البلاد به ثبت رسانده. به جز اين پنج نقشه قديمي نقشههاي زيادي در متون معتبر جغرافيايي اسلامي وجود دارد كه به صراحت از درياي جنوبي ايران تحت عنوان خليج يا بحر فارس ياد كردهاند كه به سبب مجال مجمل اين اجمال بر آنها چشم ميپوشيم و توجه خوانند كنجكاو را به تامل و تعمق در چهار نقشه فوقالعاده مهم به عنوان اسناد رسمي و ثبت شده بينالمللي جلب مينماييم. 4 - ج - چند نقشه عربي 1-4-ج- نقشه دائرهالمعارف الموسوعه العربيه الميسره كه عينا از مجموعه نقشههاي دايرهالمعارف 2000 صفحهيي «الموسوعه العربيه الميسره»، از انتشارات دارالقلم، مؤسسه معتبر چاپ و انتشارات فرانكلين قاهره، زير نظر محمد شفيق غربال عكسبرداري و به چاپ رسيده و توسط دكتر محمد صبحي عبدالكريم، استاد كارتوگرافي و جغرافياي دانشگاه قاهره ترسيم شده است. عنوان نقشه :«الدوله العربيه في اوج اتساعها» «دولت عربي در اوج گستردگي آن» و متن آن نيز باالطبع به زبان عربي است. اما نكته به غايت مهم و قابل تعمق نام خليج فارس است كه در مكان خود، به روشني تمام، آن هم به زبان فارسي درج شده است. ويژگيهاي دائرهالمعارف فوق، اسامي تهيهكنندگان و مولفان آن، - كه بيش از 120 تن ار استادان دانشگاههاي مصر هستند و زير نظر استاد محمد شفيق غربال، مقالات را تنظيم كردهاند و نيز عين مقاله «ايران» - كه در صفحه 280 دائرهالمعارف به چاپ رسيده گواه صادق مدعاي ماست. با وجود چنين كادر عظيمي از كارشناسان و متخصصان و علي رغم كنترلهاي فراوان، و تكرار مذبوحانه و گاه و بيگاه عناوين جعلي، فقط و فقط در يك مقاله هشت سطري مربوط به ايران، دو بار نام خليج فارس ذكر شده است.30 البته از اين نكته نگفته نگذريم كه مناطق هاشور زده شده به عنوان «دولت عربي در اوج گستردگي» چيزي جز گسترش اسلام در سرزمينهاي وسيعي كه از شرق ايران تا آفريقا و بخشهايي از اروپا و اندلس (در اسپانيا) را فرا گرفته است، نيست. و پر واضح است كه عليرغم اعتبار زبان عربي در مقام زبان اول قرآن و اسلام، و حتا زبان مسلط و رايج دانشمنداني ايراني، ما ترجيح ميدهيم كه به جاي دولت عربي - كه بيانگر تمام و كمال موضوع نيست - اين نقشه را به عنوان دولت اسلامي در اوج گستردگي معرفي نماييم. اگرچه طرح اين مساله در حاشيه مقاله ما جاي داشته باشد. 2-4-ج- دو سند بسيار مهم عراقي: در اين دو سند چند نكته حايز اهميت مطرح است: اول اينكه؛ اسناد فوق در يك مجله عراقي به نام آفاق العربيه به چاپ رسيده است. مقالهاي كه اين دو سند در متن آن درج شده، تحت عنوان «التطور التاريخي للهويه القوميه العربيه في القرن الافريقي» به قلم عبد ضمد الركابي، و به سال 1980 م ( 1358 ه. ش ) تقريبا در آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران، چاپ شده است. اين دو نقشه منطقه واحدي از خاورميانه را در قرن اول هجري و آغاز قرن پنجم هجري نشان ميدهد. نكته فوق العاده جالب در اين نقشه - كه مؤلف مقاله مدعي سيادت و سيطره مطلق عربي بر سواحل آن است - مشخص نمودن خليجفارس به نام بحر فارس است. مليت عراقي (عربي) نويسنده مقاله - كه اين دو نقشه را در حكم شاهد و دليل مباحث خود به ميان كشيده است - ارزش آنها را به لحاظ جغرافيايي تاريخي و سياسي - دست كم چند برابر ميكند. چراكه از ميان دول عربي، عراقيها، به ويژه ـ هميشه يكي از مشتريان پر و پا قرص كالاي كهنه و دست چندم - عربيت خليج فارس بودهاند. 3-4-ج- يك سند رسمي از دولت عراق: اين سند فوقالعاده، مهم، رسمي و معتبر نقشهاي است كه به شماره 8 و تحت نام «نقشهي اماكن قديمي عراق» در سال 1929 م ( 1308 هجري شمسي) از سوي «وزارت فوائد عامه كشور عراق» در مجموعهاي به نام «نقشههاي عراق همراه با نكاتي براي بازديدكنندگان» Maps of IRAQ with notcs visitors . for به زبان انگليسي به چاپ رسيده است و جنبه رسمي دارد. عنوان مجموعهي فوق همراه با نقشه مورد نظر عينا از روي متن اصلي عكسبرداري و منتشر شده است. آنگونه كه به روشني مشاهده ميشود نام خليج فارس : persin Gulf در اين نقشه: (آخرين مربع سمت راست و مستطيل يكي مانده به قبل آن) و نيز نقشه بزرگ شده در سمت چپ سه بار تكرار شده است. با توجه به اينكه اين نقشه جنبهي رسمي و دولتي دارد و نمايشگر منطقه در هزارههاي پيش از ميلاد است، حقانيت نام خليجفارس از موضعي سخت انكار ناپذير به اثبات ميرسد. ويژگي مهم ديگر اين نقشه خط مرزي ايران عراق است، كه به وضوح در ساحل غربي اروند رود قرار دارد و حاكميت ايران را بر تمامي آبهاي اين رودخانه ثابت ميكند.» به هر حال از متن و بطن اين اسناد - كه به طرز حيرتانگيزي روشن و خدشهناپذير است - اين نتيجه و حكم قطعي، بديهي و طبيعي بر ميآيد كه : خليج فارس و خليج عري، از قديم، پيش و پس از اسلام، هميشه دو حقيقت تاريخي و دو مكان جغرافيايي ممتاز و جداگانه بودهاند و لذا اتلاق خليج عربي به خليج فارس، نه تنها يك هياهوي پوچ سياسي است؛ بلكه فراتر از اينها، و سوا از خلط مبحث و كج فهميهاي رايج عمدي يا سهوي، و مقولاتي از اين قبيل است و بيشتر به خبث طينت و يا هذيان تپزدگان مانسته است. "د- خليج فارس در چند متن كهن" از ميان متون مطمئن و كهني كه به مناسبتي، يادي از خليج فارس كردهاند، و پر پيداست كه طرح و شرح و حتا اشاره به همه آنها در اين مجال مجمل نميگنجد، چند متن را، كه پيشتر - در مبحث نقشهها - ذكرشان نرفت، برگزيدهايم - و به منظور جامعيت جستار و به فراخور حوصله سخن، نكاتي از گزيدهي آنها را برچيدهايم، باشد تا حجت كلام را به اتمام رسانده باشيم. ٠-د- شناسايي شتابزده چند متن مطمئن جغرافيايي اسلامي از سده سوم هجري تا هشتم هجري به طور كلي آثار كتب جغرافيايي اسلامي، از سده سوم هجري شكوفا شده و در قرن چهارم و پنجم هجري باليده و از اين دوره تا قرن هشتم، هر چند آثار خواندني و جالبي از سياحان مسلمان موجود است، اما اطلاعات تازه و پيشرفت قابل توجهي در كتب متاخر، به چشم نميآيد. و معلومات اين دوران - صرف نظر از يك سري مشاهدات شخصي و خاطره نگاريهاي شيرين، حاوي نكات تازهاي نيست. حتا بعضي آثار فوق - بيتعارف - به رونويسي از كتب پيشينيان مانسته است. ١-د- سده سوم هجري در قرن سوم هجري يكي از اعاظم جغرافيايي اسلامي ظهور كرده است، كه از پرچمداران دانش مكانشناسي بشمار ميآيد. اين مرد بزرگ كسي جز ابن خردادبه ( م ٣٠٠ ه / ٩١٢ ) جغرافيدان و مكانشناس ايراني تبار نيست. كتاب المسالك و الممالك ابن خرداد در مقام نخستين آثار علم صورهالارض بعدها مورد استناد واستفاده بسياري از مكانشناسان از جمله ابنفقيه، ابن حوقل و مقدسي قرار گرفته است. در همين دوران، احمد بن ابي يعقوب، مشهور به اين واضح يعقوبي ( ٢٧٨ ه) جغرافيدان مقتدر، متنفذ و مؤثر، صاحب كتاب البلدان سركشيده است، در ملحقات اين كتاب ذيل نهر اهواز آمده است: «كتبي در كتاب مناهجالفكر گفته است ابن ابي يعقوب ذكر كرده است كه آب آن از دو رودخانه ميآيد كه يكي از آن دو از اصفهان بر ميخيزد و همچنان جاري است تا بر شاذروان شوشتر و عسگر مكرم و جندي شاپور بگذرد و جندي شاپور را روي آن پلي است كه درازاي آن پانصد و شصت و سه گام است. و مسرقان ناميده ميشود. و سپس هر دو تا مناذر كبري جاري ميشوند و آنجا يكي از آن دو به ديگري ميريزند و يك رودخانه تشكيل ميدهند كه دجيل اهواز ناميده ميشود، سپس تا اهواز جريان دارد و آنگاه همچنان ميرود و در محل حصن مهدي به درياي فارس ميريزد...»31 ٢-د- سده چهارم هجري از مكانشناسان اين دوران، ابوزيد سهيل بلخي ( م ٣٢٢ ه ٩٣٤ م )، صاحب كتاب صورالاقاليم، قابل ذكر است. وي از انديشمندان دربار ساماني و پيرود سنتهاي ايراني در جغرافي بود. در اهميت كتاب صورالاقاليم همين بس كه استخري (اصطخري م ٣٢٢)، جغرافيدان مشهور و برجسته ايراني و مولف كتاب مسالك و ممالك، از آن اثر گرانسنگ تاثير و درس گرفته است. ابي الحسن علي بن الحسين المسعودي (م ٣٤٥)، نويسنده دو كتاب ارزشمند: مروجالذهب في معادن الجواهر ( به سال ٣٣٦) و التنبيه و الاشراف، از مكانشناسان و مورخان سترگ سده چهارم هجري است. مسعودي كه در تاريخ و جغرافي، از اكابر روزگار خود بود، كتاب مروجالذهب را، در زمينه: طبقهبندي اقاليم، منشاء رودها، و كوهها و پديدارهاي زميني، در نيمه اول قرن چهارم هجري تاليف كرد، وي در بحثي تحت عنوان: «ذكر شمهاي از اخبار درياي حبشي و آنچه درباره مساحت اين دريا و وسعت خليجهاي آن گفتهاند.» گويد: «از همين دريا، خليج ديگري منشعب ميشود كه درياي فارس است و به ديار ابله و خشبات و عبادان بصره ميرسد. عرض آن در وسط پانصد مايل است. طول اين خليج هزار و چهارصد ميل است و حضر اول و آخر آن تا يكصد و پنجاه ميل ميرسد. اين خليج مثلثي شكل است و يك زاويه آن به ديار ابله ميرسد. و بر مشرق آن ساحل فارس و ديار دورق ايران و ماهروبان و شهر سينيز است.»32 مسعودي، سپس شرحي درباره اطراف و اكناف درياي فارس و بلاد و جزاير آن ميدهد و از جزيره خارك ( محل استخراج مرواريد) و جزيره اوال ياد ميكند - و همانطور كه پيشتر نيز به نقل از حدود العالم و... گفته شد - جزيره لافت را همان جزيره بنيكاران ميداند كه در جريان فتوحات صدر اسلام به دست عمر و بن عاص گشوده شد... و مسجد وي تا كنون - زمان تاليف كتاب - به پاست، و مردم و دهكدهها و آبادي بسيار دارد و نزديك جزيره هنگام است و كشتيبانان از آنجا آب گيرند: «پس از آن جبال معروف كسير و عوير و ثالث است كه خبري در آن نيست. سپس گرداب معروف به گرداب مسندم است كه دريانوردان آنرا ابيحمير نام دادهاند. در اين ناحيه دريا كوههاي سياه بالا رفته كه گياه و حيوان بر آن نيست و آب دريا كه عمق بسيار دارد از هر سو آنرا به برگرفته و موجها بهم ميخورد كه هر كس آنرا بيند وحشت كند. اين ناحيه به دياي عمان و سيراف پيوسته و كشتيها ناچار بايد از آنجا بگذرد و به قلب آن رود كه در آيد يا نيايد. اين دريا همان خليج فارس است و به نام درياي فارس معروف است كه سواحل آن را از بحرين و فارس و بصره و كرمان و عمان تا راسالجمحه بر شمرديم. ميان خليج فارس و خليج قلزم، ابله و حجاز و يمن فاصله است و فاصلهي دو خليج يكهزار و پانصد ميل است.»33 چنانكه پيداست مسعودي نيز در يكهزار سال پيش، ضمن تصريح و تشريح حدود، موقعيت و مختصات خليج فارس، مرزهاي آنرا با خليج قلزم (خليج عربي) واضح نموده و حتي فاصله ميان اين دو خليج را به عنوان دو مكان ممتاز جغزافيايي، بالغ بر ١٥٠٠ ميل تخمين زده است. همين مؤلف گرانقدر در اثر گرانسنگ ديگر خود: التنبيه و الاشراف، از حدود و جهات بحر فارس سخن گفته است. عين عبارت مسعودي - به اجمال - چنين است: «و قد حد كثير من الناس السواد و هو العراق، فقالوا حده ممايلي المغرب و اعلي دجله من ناحيه اتور و هي الموصل القريتان المعروفه احداهما باالعلث من الجانب الشرقي من دجله و هي من طسوج بزرجسابور و الاخري المعروفه بحر بي و هي بازانها فيالجانب اغربي من طسوج مسكن و من جهه المشرق الجزيره المستصله باالبحر الفارسي المعروفه بميان روذان من كوره بهمن اردشير وراء البصره ممايلي البحر طول ذلك مانه و خمسه و عشرون فرسخة...»34 در همين كتاب التنبيه و الاشراف، يك بار هم از «خليج فارس» سخن رفته است، كه از ياد آن چشم ميپوشيم.35 تقريبا سيوشش سال پس از تاليف كتاب مروجالذهي، دانشمندي كه اينك نام و نشانش بر ما پوشيده است، كتاب: حدود العالم من المشرق الي المغرب را به رشته تحرير كشيد، امروز اين كتاب ارجمند در شمار متون معتبر مكانشناسي اسلامي است. و لذا ما نيز در ارتباط با مايه و پايه بحث خود به ذكر گوشهاي از آن بسنده ميكنيم. مؤلف ناشناس كتاب در بخش «سخن اندر نهاد درياها و خليجها» ، از پنج خليج دريايي بزرگي كه آنرا بحرالاعظم (اقيانوس هند) خوانند، به اجمال ياد كرده است: «و اين دريا را پنج خليج است، يكي از آن خليجي است از حد حبشه بردارد به سوي مغرب بكشد برابر سودان، آنرا خليج بربري خوانند، و خليجي ديگر هم بدين پيوسته برود [به] ناحيت شمال فرود آيد تا حد مصر و باريك گردد تا آنجا كه پهناي او يك ميل گردد، آنرا خليج عربي خوانند و خليج ايله شانزده منزل بود بر جمازه و آنرا خليج عراق خوانند و جاي عرب همه اندر ميان اين دو خليج است. خليج ايله و خليج عراق، و چهارم خليج پارس خوانند از حد پارس برگيرد با پهناء اندك تا به حدود سند و پنجم خليج از حدود بلاد هند برگيرد خليجي گردد به ناحيت شمال فرود آيد آنرا خليج هندوي خوانند.»36 قرن سوم و چهارم هجري عصر سفرهاي دريايي و نقطه آغاز حركت سياحان مسلمان است، در اين عصر سفرهاي سليمان تاجر دريانورد پارسي به تدريج در كالبد افسانههاي سندباد بحري شهرت يافته است. در سده چهارم هجري همچنين سفرهاي اكتشافي دريايي در كنارهها و جزاير خليجفارس تا اقيانوس هند، امتداد داشته است. در همين عصر؛ سفر سياحتي و اكتشافي دريانورد برجستهاي به نام بزرگ بن شهريار رامهرمزي به سوي درياهاي شرق آغاز ميشود و اثري جذاب و خواندني بنام عجائبالهن به ميراث باقي ميماند. هم در اين دوران است كه ناخداي متهوري بنام ابهره كرماني، دل به دريا ميزند و به كرات امواج تلاطم درياها را به بند ميكشد و بارها از خليج فارس به چين ميرود. ٣- د - سده پنجم هجري در سده پنجم هجري غول حيرتانگيزي از اقيانوس علوم اسلامي سر بر ميكشد و اركان استوار جغرافيايي رياضيرا پي مي ريزد. اين سترگدانشمرد كسي جز ابوريحان بيروني نيست، كه دركي عميق و به غايت علمي و فراتر از افق علوم متعارف روزگار خود از جغرافياي نوين داشته است، عقايد بيروني درباره تبديل درياها به خشكي با توجه به يافتههاي فسيلشناسي، پندري از زمان دانشمندان برجسته معاصر بيان شده است. گستره سايه سنگين بيروني چنان است كه علماي معرفه الارض همزمان وي كمتر به چشم ميآيند. ٤- د - سده ششم هجري در اين قرن جغرافيدان ايراني تباري حاصل قدم فرساييها و مشاهدات و يادداشتهاي خود، در جريان سفر به شهرهاي حوزه فارس و سواحل خليجفارس، به ثبت رساند و كتاب فارسنامه را به سال ٥٤٠ هجري - ١١١٠ م ـ تاليف نمود. اين كتاب مهم بنام خود وي به فارسنامهي ابن بلخي مشهور و شناخته شد. در همين اوان جغرافيدان و سياح ايراني الاصل ديگري بنام علي بن ابوبكر بن علي هروي ميزيسته است. هر چند كه نبايد از كنار نام اعاظمي چون محمد بن محمود طوسي صاحب عجايب المخلوقات، و ادريسي مؤلف نزههالمشتاق في اختراق الافاق به سادگي گذشت. ٥ - د - سده هفتم هجري در اين دوره چند مكانشناس برجسته ظهور كردند. در سال ٦٠٥ هجري قمري محمد بن نجيب كران كتاب جهاننامه را نوشت. خواجه نصيرالدين طوسي كتاب صورالاقاليم ابوزيد بلخي را به فارسي ترجمه كرد. محمدبن زكرياي قزويني دو كتاب ارزشمند عجايب المخلوقات و غرايب الموجودات، - آثار البلاد و اخبار العباد را تاليف نمود. و در همين دوران ياقوت حموي يكي از عظميترين دائرهالمعارفهاي جغرافيايي را تحت عنوان معجمالبلدان، از خود به يادگار گذارد. در كتاب گرانسنگ ياقوت بارهاي از خليج فارس و جزاير آن ياد شده است و همانطور كه در مبحث نقشهها نيز شرحش رفت، وي از خليج فارس به نام بحر فارس تعبير نموده و آنرا شعبهاي از اقيانوس هند دانسته است: بحر فارس: هو شعبه من بحر الهند الاعظم و اسمه باالفارسيه كما ذكره حمزه٣٧ ٦- د - قرن هشتم هجري كتاب نخبهالدهري في عجايب البر و البحراثر دمشقي و نزههالقلوب حمدالله مستوفي و چند سفرنامهي ديگر از جمله سفرنامهي ابن بطوطه، كه مجموعا خواندني و جذاب اما فاقد اطلاعات دست اول هستند و علم جغرافي را از حدودي كه بيروني ترسيم نموده است، فراتر نميبرند. ابن بطوطه، درياي فارس را در حدودئ سال ٧٣٠ هجري قمري ديده است و چند بار به صراحت از آن به عنوان «درياي فارس» نام برده است: - وقتي كه درباره سفر كارواني كه از ابله عازم هرموز بوده و از درياي فارس گذشته...38 - هنگامي كه موقعيت مكاني شهر بصره را توصيف ميكند، گويد: «خليج بصره كه در حدود ده ميل از درياي فارس پيشرفتگي پيدا كرده، آب شور دارد و در موقع مد آب شور دريا بر آب شيرين رودخانه علبه مييابد.»39 ابن بطوطه همچنين به صراحت از خليجفارس سخن گفته است در شرح حوادث سفر بصره و توصيف شهر ابله از سفر خود به مبادان (آبادان) گويد: «از ابله وارد خوري شديم كه از خل�خلیج فارس از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو مختصات: شرقی°۵۱ شمالی°۲۷ (نقشه) برای دیگر کاربردها، خلیج فارس (ابهامزدایی) را ببینید. «خلیج ایران» تغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر خلیج ایران (ابهامزدایی) را ببینید. نام بین المللی : خلیج فارس Persian Gulf نام تاریخی دریای پارس - پرسیکون کاای تاس- سینوس پرسیکوس موقعیت جغرافیایی جنوب غربی آسیا، منطقه خاورمیانه نوع(اقیانوسشناسی) خلیج مساحت ۲۵۱٬۰۰۰ کیلومتر مربع منطقه اقیانوس هند سرچشمه نخستین دریای عمان ژرفای بیشینه ۹۰ متر ژرفای میانگین ۵۰ متر درازای بیشینه ۹۸۹ کیلومتر کشورهای ساحلی ایران عمان قطر عربستان کویت بحرین امارات متحده عربی عراق منابع مهم منابع سرشار نفت و گاز نقشه ۱۶۸۹ نام خلیج فارس است به زبان لاتین قدیمی: Sinus Persicus امروزه:Sinus Persici در نقشه آورده شدهاست. خلیج فارس (یا شاخاب پارس) آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۷٬۴۷۳ کیلومتر مربع است،[۱] و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار میآید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم میشود.[۲] کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند. در این میان سواحل شمالی خلیجفارس تماماً در جغرافیای سیاسی ایران قرار دارند.[۳] به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بینالمللی، منطقهای مهم و راهبردی بشمار میآید. نام تاریخی این خلیج، در زبانهای گوناگون، ترجمه عبارت «خلیج فارس» یا «دریای پارس» بودهاست. همچنین در تمام سازمانهای بینالمللی نام رسمی این خلیج، «خلیج فارس» است اما برخی از کشورهای عربی آن را خلیج عربی یا به سادگی، خلیج مینامند.[۴] سازمان آبنگاری بینالمللی از نام «خلیج ایران» برای این خلیج استفاده میکند.[۵] محتویات ۱ تاریخچه پیدایش خلیج فارس۲ ویژگیهای جغرافیایی خلیج فارس ۲.۱ جغرافیای مکانی خلیج فارس۲.۲ زمین شناسی منطقه خلیج فارس۲.۳ زمین ریخت شناسی خلیج فارس۲.۴ اقلیم شناسی خلیج فارس ۳ جغرافیای تاریخی خلیج فارس ۳.۱ نام خلیج فارس۳.۲ روز ملی خلیج فارس۳.۳ اطلس های خلیج فارس ۴ جزایر خلیج فارس ۴.۱ جزایر ایرانی خلیج فارس ۵ اهمیت خلیج فارس ۵.۱ اهمیت اقتصادی خلیج فارس۵.۲ اهمیت نظامی-راهبردی خلیج فارس ۶ پیشینه دریانوردی در خلیج فارس۷ منابع غذایی خلیج فارس۸ محیط زیست خلیج فارس ۸.۱ لاک پشتهای خلیج فارس۸.۲ دلفینها و نهنگهای خلیج فارس۸.۳ جنگلهای حرا۸.۴ کوسههای خلیج فارس۸.۵ آلودگی محیط زیست خلیج فارس ۹ آلودگی ناشی از گرد و غبار۱۰ نگارخانه خلیج فارس۱۱ جستارهای وابسته۱۲ منابع۱۳ پیوند به بیرون تاریخچه پیدایش خلیج فارس زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت نخستین خلیج فارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. خلیج فارس در آغاز، بسیار پهناور بوده به طوری که تا اواخر دوره سوم زمین شناسی بیشتر جلگههای برازجان، بهبهان و خوزستان ایران تا کوههای زاگرس در زیر آب بودهاند.[۶] ویژگیهای جغرافیایی خلیج فارس جغرافیای مکانی خلیج فارس خلیج فارس در ۲۴ تا ۳۰ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ تا ۵۶ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. از بین کشورهای همسایه خلیج فارس، کشور ایران بیشترین مرز آبی مشترک را با خلیج فارس دارا میباشد. طول مرز آبی کشور ایران با خلیج فارس، با احتساب جزایر در حدود ۱۸۰۰ کیلومتر و بدون احتساب جزایر در حدود ۱۴۰۰ کیلومتر میباشد.[۷] طول خلیج فارس از تنگه هرمز تا آخرین نقطه پیشروی آن در جهت غرب در حدود ۸۰۵ کیلومتر است.عریض ترین بخش خلیج فارس ۱۸۰ مایل (۲۹۰ km) میباشد. عمیق ترین نقطه خلیج فارس با عمق ۹۳ متر در ۱۵ کیلومتری تنب بزرگ و کم عمق ترین نقطه آن با عمقی بین ۱۰ تا ۳۰ متر در سمت غرب میباشد. همچنین جزایر متعددی در خلیج فارس وجود دارند. محدوده رسمی و بین المللی مرزهای آبی خلیج فارس بر اساس اعلام سازمان آبنگاری بین المللی :[۸] محدوده شمال شرقی دریای عمان". خط Ràs Limah (25°57'N) شبه جزیره عربی and Ràs al Kuh (25°48'N) ساحل ایران [۲] زمین شناسی منطقه خلیج فارس از دیدگاه زمین شناسی، خلیج فارس فرونشست زمین ساختی کم ژرفایی است که دوره ترشیری پیش در حاشیه جنوبی رشته کوه زاگرس تشکیل شدهاست. در واقع این دریا بازمانده گودال بزرگی است که از دوران گذشته زمین شناختی تحت تاثیر فشار ناشی از آتش فشانهای فلات ایران بوده و پایداری فلات عربستان در مقابل این واکنشهای تکتونیکی سبب ایجاد و توسعه پهنا-ژرفای آن شدهاست. شدیدترین چین خوردگیهای دوران پلیو پلیستوسن، کرانههای شمالی خلیج فارس (زاگرس) را چین دادهاست. میزان این چین خوردگیها که در خشکیهای کشور ایران شدید است با شیبهای کمتر به طرف دریا ادامه پیدا میکند به طوری که در دریا این شیب به ۱۰ تا ۲۰ درجه میرسد. محور اصلی خلیج فارس نیز یکی از پیامدهای زمین ساختی پدیده چین خوردگی زاگرس است که در دوران پلیو پلیستوسن شکل گرفتهاست. در پایان دوره پلیوسن، سطح دریا احتمالا ۱۵۰ متر بالاتر از سطح کنونی بودهاست. این سطح در حدود ۱۰۰، ۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و به تدریج به سطح کنونی رسیدهاست که آثار آن به صورت پادگانههای دریایی و سخا، در کرانههای جنوبی خلیج فارس بر جای ماندهاست.[۹][۱۰] زمین ریخت شناسی خلیج فارس از نظر ریخت شناسی، خلیج فارس نامتقارن بوده و شیب سواحل جنوبی آن ملایم تر از شیب سواحل شمالی است. کرانه جنوبی خلیج فارس، به ویژه در شرق شبه جزیره قطر، منطقه وسیع و کم عمقی است (۱۰ تا ۲۰ متر) که بطور عمده با ریخت شناسی بست، محیط تبخیری و منطقه جزر و مدی مشخص است.خلیج فارس از رسوبات سخت و بلند با اشکال خطی ساخته شده و با واسطه یک دشت ساحلی باریک با دریا در ارتباط است. جزایر ایرانی خلیج فارس بصورت پشتههای کشیده و موازی ساحل که در واقع دنباله رشته کوه زاگرس هستند که بر اثر بالا آمدن آب بشکل جزیره درآمدهاند مانند قشم و کیش و یا اینکه کم و بیش دایرهای شکل هستند مانند هرمز و ابوموسی که گنبدهای نمکی سری هرمز هستند. سطح جزایر خلیج فارس از رسوبات تخریبی و مارن تشکیل شدهاست که کم و بیش صدف دارند. خاک این جزایر عمدتا شور یا حاوی گچ است که در نتیجه رشد گیاهان را به گونههای خاص محدود میکند. شکل ساحلی خلیج فارس در مجاورت ایران از نوع طولی است که موازی با محور ارتفاعات مجاور است که گاهی تراکم آبرفتها فاصله زیادی بین خط ساحل و ارتفاعات زاگرس ایجاد کرده مانند جلگه بوشهر، و گاهی دامنه تاقدیسها در خط ساحلی قرار گرفتهاند مانند غرب خور موج.[۱۱][۱۲] اقلیم شناسی خلیج فارس آب و هوای خلیج فارس خشک و نیمه استوایی است. در تابستان دما گاهی تا ۵۰ درجه سانتی گراد میرسد و میزان تبخیر بیشتر از میزان آبهای وارده میشود. در زمستان دما تا ۳ درجه سانتی گراد هم گزارش شدهاست. در عین شوری زیاد آب خلیج فارس، ۲۰۰ چشمه آب شیرین در کف و ۲۵ چشمه آب کاملا شیرین در سواحل آن جریان دارند که منشا همگی آنها از کوههای زاگرس در ایران است. آبهای شیرینی که وارد خلیج فارس میشوند عمدتا محدود به روان آبهای کوههای زاگرس در ایران و کوههای ترکیه و عراق است. رودخانههای اروند، کارون، جراحی، مند، دالکی و میناب بزرگترین و پرآب ترین رودخانههایی هستند که به خلیج فارس میریزند که بیشتر سرچشمههای آنها در کوههای زاگرس قرار دارند. در کرانه جنوبی آبهای ورودی به خلیج فارس بسیار کم است که موجب بالا بودن رسوبات کربناتی در این بخش شدهاست. به دلیل محصور بودن، اثر اقیانوس بر خلیج فارس بسیار ناچیز است و به همین علت سرعت جریانهای زیرین و افقی آن بسیار کم و در حدود ۱۰ سانتی متر در ثانیهاست. شوری بیشتر خلیج فارس نسبت به اقیانوس موجب پیدایش جریان آبی از اقیانوس هند به خلیج فارس میشود که به موازات ساحل ایران و در جهت پادساعتگرد است. جریان ذکر شده با کاهش دما و شوری همراه است به طوری که در تنگه هرمز مقدار نمک ۳۶,۶ گرم در لیتر و در انتهای شمال غربی و در دهانه کارون در حدود ۴۰ گرم در لیتر است. میزان بارندگی در سواحل جنوبی کمتر از ۵ سانتی متر در سال و در سواحل شمالی بین ۲۰ تا ۵۰ سانتی متر در سال است.[۱۳][۱۴] جغرافیای تاریخی خلیج فارس نام خلیج فارس نوشتار اصلی: تحریف نام خلیج فارس بدون هیچ تردیدی نام درست جغرافیایی آن در طول تاریخ خلیج فارس است.سر ریچارد دالتون.[۱۵] در اسناد به جا مانده از بسیاری از تمدنهای گذشته اینگونه بیان شده که سرزمینهای جنوب خلیج فارس که شامل قطر، شمال عمان، امارت متحده عربی، شرق عربستان و کویت میشده به ایران تعلق داشتهاند و بنا بر این این خلیج فارس جزو آبهای داخلی ایران به حساب میآمده و به همین علت یونانیان به آن سینوس پریسیکوس گفتهاند.[۱۵] کهنترین نام جغرافیایی که از خلیج فارس وجود دارد نارمَرتو (narmarratu) است که در کتیبههای آشوری بر جای ماندهاست و به معنای رود تلخ است.[۱۶] فلاویوس آریانوس در سدهٔ دوم میلادی در آثار خود خلیج فارس را پرسیکون کاای تاس که خلیج فارس معنا میدهد استفاده کردهاست.[۱۷] خیابانی به نام خلیج عربی/خلیج فارسی در مرکز قاهره جغرافی دانان و تاریخ نگاران عرب اسلامی دوره آغازین اسلام، همچون طبری، مسعودی و یعقوبی به اتفاق در کتب خطی به جای مانده از خود اذعان دارند که تمامی نواحی خلیج پارس در دورههای پیش از اسلام به ایران تعلق داشتهاست. استخری در مسالک و ممالک و «ابن حوقل بغدادی» در کتاب خود «صورة العرض» که در سال ۱۹۹۳. م در لندن به زبان انگلیسی به چاپ رسید، عنوان میکند که: «همان طور که بارها گفته شد، دریای پارس دریایی است از اقیانوس احاطه کننده جهان که در اطراف چین از آن منشعب میشود؛این دریا از سرزمینهای سند(هند) و کرمان تا فارس ادامه مییابد و در میان همه سرزمینها به نام پارس خوانده میشود، زیرا پارس ا ز همه کشورها پیشرفته تر است و شاهان آن محکم ترین کنترل (حاکمیت) را در دوران کهن داشتهاند و حتی اکنون نیز تمامی کرانههای دور و نزدیک این دریا و همه سرزمینهای پارس و دیگر را تحت کنترل دارند».[۱۸][۱۹] تا پیش از دهه ۶۰ قرن بیستم میلادی، کشورهای عربی از عبارت خلیج فارس در مکاتبات رسمی خود استفاده میکردند.[۲۰][۲۱] پاسخ استعلام از وزارت امورخارجه بریتانیا در سالهای اخیر و به ویژه از دههٔ شصت میلادی به این سو، نام جعلی خلیج عربی نیز در برخی منابع تحت حمایت بیشینهٔ دولتهای عربی و گاه غیر عربی به گونهای فزاینده در حال رقابت با نام خلیج فارس است، این امر خشم ایرانیان سراسر جهان را برانگیخته و باعث پدیداری نام «خلیج همیشه فارس» یا «خلیج همیشگی فارس» از سوی ایرانیان گشتهاست. تا کنون کارهایی برای مقابله با این جعلی سازی صورت گرفته از جمله صادر شدن دو رهنمود در دبیرخانه سازمان ملل متحد در زمان حکومت «محمد رضا شاه پهلوی» برای پاسداری از نام خلیج فارس یا خلیج فارس و یا برگزاری جام خلیج فارس و چندین نام گذاری و تهیهٔ نقشه و اسناد و کتب جغرافیایی در حال حاضر با نام درست. سازمان جغرافیایی بریتانیا و آمریکا نام خلیج فارس را سیاست رسمی کشورهای خوددانستهاند.[۲۲] روز ملی خلیج فارس یکی از اقدامات دولت برای پاسداری از میراث معنوی و فرهنگی خلیج فارس رسمیت دادن به روز ملی خلیج فارس(که قبلا توسط وبلاگ نویسان در سایتهای آنلاین انجام شده بود)در تقویم رسمی کشور بود. مراجعه شود به نوشتاراصلی: روز ملی خلیج فارس اطلس های خلیج فارس تا کنون چندین اطلس در بر دارنده نام و نقشههای خلیج فارس منتشر شده و مشخص می کند که نام خلیج فارس در همه نقشه های کهن بکار رفته در کتاب:اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان, جزئیات کامل این اطلسها در گفتار ۱۱ صص ۹۸-۱۲۲ "مبحث اطلسها"[۳] نقد و برسی شدهاست چند نمونه از آنها عبارتنداز: مصطفی کاتب چلبی قسطنطنی (۱۰۱۷-۱۰۶۷ ه.ق)، مورخ و جغراقیدان ترک، در کتاب جهاننما که درباره جغرافیای جهان است، به نام خلیج فارس اشاره دارد.[۲۳] اطلس تصویری تونس ۲۵۳ نقشه چاپ موسسه جهانی عرب پاریس و دانشگاه تونس ۲۰۰۱ Atlas of The Arabian Peninsula in Old European Maps (253 maps) by Khaled Al Ankary, Institute du Monde Arabe,Paris and Tunisia University,2001 تقریبا تمام نقشهها نام خلیج فارس و معادلهای آن را دارند اولین نقشه این اطلس،تصویری از یک نقشهٔ طراحی شده بر روی چوب است که توسط فرانشیکو ایتالیایی به سال ۱۴۸۰م. ترسیم شدهاست.مشابه نقشه یهای منسوب به بطلمیوس است که خلیج فارس شکل مستطیل است.آخرین نقشهٔ اطلس مذکور(تونس) نقشهٔ شماره ۲۵۳ ویک نقشهٔ رسمی دولت عثمانی متعلق به سال۱۸۹۵ م. است که در آن خلیج فارس را با نام بحر فارس ثبت کرده وکورفزی بصره( Bay of Basra) را که یکی از خلیج های داخل خلیج فارس است را نیز آورده است. نقشه بینطیر دیگر نقشهٔ رسمی دولتی دوره عثمانی 1141ق- 1729 م. است که خلیج فارس را بحر فارس و دریای عرب را بحر محیطعجم ثبت کردهاست.این نقشه بی نظیر تاریخی که از سوی دولت دشمن شماره یک امپراتوری صفویه است مناطق شیعه نشین عراق و بحرین و شمال عربستان را جزو ممالک ایران دانسته است. اینجا:[۴] یک نقشهٔ دیگر دوره عثمانی که سال ترسیم آن احتمالاَ ۱۷۲۱ م. است خلیج فارس را بحر فارس و دریای عرب را بحرعجم ثبت کردهاست. در میان نقشههای اطلس مذکور ۱۰ نقشه علاوه بر ثبت نام خلیج فارس در محل خودش(پرشن گلف)،دریای عرب و بحر عمان فعلی را نیز دریای فارس یا پرشن سی ثبت کردهاست از جمله میتوان نقشههای صفحات ۲۲۶-۱۴۱-۳۲۳-۳۲۲-۳۳۱-۳۴۵-۳۴۷-۳۶۳-۳۵۵ و نقشه شکل اسبی بسیار هنری بوتینگ Bunting H.S.Q34/24CM Hanover,1620 دریای فارس(بجای دریای عرب) و خلیج فارس را نام برد. [۵] اطلس" نقشههای تاریخی خلیج"چاپ ۱۹۹۶ شارجه این اطلس در دو جلد چاپ شده که مجموعاً حدود ۵۰۰ نقشه با نام خلیج فارس دارند. این اطلس" نقشههای تاریخی سالهای ۱۴۹۳-۱۹۳۱م. خلیج فارس را که دارای ۲۷۶ نقشه از منابع اروپایی است در بر میگیرد و توسط "سلطان بن محمد القاسمی یکی از مقامات امارات متحده عربی" ابتدادر سال ۱۹۹۶م. به سفارش وی در لندن چاپ و توسط "منشورات مدینه شارقه للخدمات" منتشر شدهاست در این اطلس نیز مانند اطلس تونس ۹۸% نقشهها نام درست خلیج فارس وجود دارد. اطلاعات موجود در نقشههای جهان نما تا ۱۷۰۰ همچنان فراتر از ۷ دریا و ۷ اقلیم نرفته و به سبک قدیم و سبک جغرافیانویسان مسلمان، چین در شرق ، اروس در شمال، فرانکه در اروپا و افریقیه در جنوب لبههای پایانی دنیا و دریای محیط بدور دنیا و کوه قاف حلقه پایانی دنیای سینی شکل است. حدود سال ۱۷۵۳م. نیکلاس دی فر (۱۶۹۴-۱۷۵۴م )اولین بار نقشه جهان را تقریباً به شکل امروزی ترسیم کردهاست. اطلس عراق در نقشههای قدیمی در این اطلس که تألیف "احمد سوسه" پدر کارتوگرافی در عراق است، بر اساس منابع یونانی و اسلامی ۳۹ نقشه به زبان عربی و به طریقه سیاه و سفید ترسیم شدهاست که نام خلیج فارس در همه این نقشهها از جمله در نقشهٔ دوره آشوریان به شماره ۶ ، نقشهٔ هیکاتوس (متوفی ۴۷۵ ق.م.) به شماره ۷ که به امپراتوری فارس و مصر سفر نمودهاست، نقشهٔ ایراتوستین یونانی به شماره ۹ ، نقشهٔ بطلیموس به شماره ۱۰، در واژهٔ خلیج فارس ( سینوس پرسی) به کار رفته و اما در نقشهٔ فتوحات قرن اول هجری به شماره ۱۱، نقشه ی( بلخی ۹۳۴م.) به شماره ۱۲ ، نقشهٔ دیار عرب اسطخری (۹۵۱ م.) به شماره ۱۶ و نقشهٔ عراق از اسطخری به شماره ۱۸ ، نقشهٔ جهان نمای ابن حوقل(۹۷۷م.) به شماره ۱۹ ، نقشهٔ عراق از ابن حوقل به شماره ۲۲، نقشه جهان از جیهانی( ۹۷۷م.) به شماره ۲۶، نقشه جهان نمای ادریسی( ۱۰۹۹-۱۱۶۴ م.) به شماره ۲۹ ، نقشه جهان نمای قزوینی (۱۲۰۳-۱۲۸۳م.) به شماره ۳۱ ، نقشه ابن الوردی ۱۳۴۸م. به شماره ۳۶ نقشه شماره ۳۸ از جغرافیانویس مجهول و نقشه شماره ۳۹ به نام مواضیع التاریخیه کلمهٔ بحر فارس ( دریای فارس) بکار رفتهاست. اطلس مذکور توسط موسسه کارتوگرافی سحاب دو بار باز چاپ شدهاست.دولت کویت درسال ۱۹۹۲ م. کتابی را مشتمل بر هشتاد نقشه و سند تاریخی تحت عنوان " الکویت فی الخرائط العالم" (کویت در نقشههای جهان) به چاپ رسانیدهاست که در همهٔ این نقشهها و اسناد تاریخی که از اطلسهای مختلف گرد آوری شدهاست، نام خلیج فارس وجود دارد.اطلس "الکویت قراءه فی الخرایط التاریخیه" در سال ۱۹۹۴ م. در کویت به همت عبدالله یوسف الغنیم به چاپ رسیده که حاوی حدود 200 نقشه با نام خلیج فارس است. ۶ - اطلس" ریشههای کویت" بنام( اصول الکویت المنشور العام ) که در سال ۱۹۹۱ در هلند به چاپ رسیدهاست،پانزده نقشهٔ تاریخی وجود دارد که در همهٔ آنها نام خلیج فارس ثبت شدهاست. بنیاد ایرانشناسی نیزکتاب «وصف خلیج فارس در نقشههای تاریخی، با ۴۰ نقشه اسلامی و ۱۲۰ نقشه اروپایی را منتشر کردهاست.[۶]"اطالس التاریخی للعالم الاسلامی فی العصور الوسطی" عبد المنعم ماجد، علی البنا، (دار الفکر العربی ۱۹۸۶م، مکتبه القاهره الکبری، رمز ۲۵۴۰۰)دارای حدودشانزده نقشه از جمله نقشههای شماره ۲،۳،۷،۸،۹،۱۰،۱۶ مربوط به خلیج فارس با همین نام است .درچاپ جدیداین اطلس عبارت خلیج فارس در تمام نقشهها به خلیج عربی تخریب شدهاست.در کتاب "مصور الجغرافی لاقالیم الارض الطبیعیه و السیاسیه" 90 نود نقشه از منابع عربی وجود دارد که دردوازده نقشهٔ مربوط به منطقهٔ خلیج فارس، نام تاریخی بحر فارس و خلیج فارس وجود دارد. این کتاب تألیف "الشیخ محمد فخرالدین" مدرس دارالعلوم است که انتشارات مکتبه الهلال بشارع الفجاله مصر، چاپ یازدهم آنرا در سال ۱۹۲۵ انجام دادهاست. Names, دریای اریترا+پرشن سی در کتابخانهها و موزههای سایر مناطق جهان اطلسها و اسنادو مدارک معتبری در تائیداصالت و کهنت نام خلیج فارس وجود دارد.در کتابخانهها و آرشیوهای ملی کشورها نقشههای بسیار زیبا و هنری از خلیج فارس نگه داری میشوددر کتابخانه کنگرهآمریکا و کتابخانه آرگوسی نیویورک بیشتر از ۲۰۰ نقشه تاریخی در بریتانیا- روسیه و هند و در بسیاری از کشورهایی اروپایی نیز نقشههایی با ارزش تاریخی و موزهای و وجود دارد که خلیج فارس با نام اصلی در آنها ثبت شدهاست.در کتابخانه ملی بریتانیا (لندن) ، کتابخانه و اسناد وزارت امور هند (لندن)، مرکز اسناد عمومی لندن و کتابخانه دانشکده مطالعات خاورشناسی لندن بیشتر از ۳۰۰ نقشه در بر دارنده نام خلیج فارس وجود دارد در *بسیاری از موزهها ،کتابخانهها و حتی هتلها و یا آرشیوهای خصوصی چه در کشورهای عربی مانند مصر و چه کشورهای غیر عربی صدها نقشه تاریخی با نام خلیج فارس وجود دارد.[۲۴]نقشهٔ موجود در موزه متحف مصری قاهره که بر اساس یک لوحه سنگی عظیم قبل از میلاد ترسیم شدهاست و از سال ۱۹۰۳ در کنار این لوح نصب است وبه نام خلیج فارس مزین میباشد که بعضی از این نقشهها از سوی یونسکو به عنوان میراث بشریت برسمیت شناخته شده و بطور نمونه میتوان به نقشهٔ موجود در کتابی تحت عنوان نوادر المخطوطات(RARE MANUSCRIPTS) که از سوی یونسکو در سال ۱۹۹۵ بر اساس اسناد کتابخانه اسکندریه مصر به عنوان میراث جهانی چاپ شدهاست اشاره کرد.[۷] Persian sea موسسه دریای شرق با کمک دولت کره جنوبی نیز در سال ۲۰۰۲ کتابی بنام: East Sea in World Maps این کتاب ۴۰ نقشهٔ تاریخی را از سال ۱۷۱۵ تا سال ۱۸۰۰ در جهت اثبات نام دریای شرق به چاپ رساندهاست که در تمامی نقشه هائی که جنوب ایران را در بر گرفتهاند (۳۱ نقشه) نام خلیج فارس ثبت گردیدهاست. در این کتاب همچنین فهرست مشخصات ۹۰ نقشه کتابخانه لندن از سال ۱۵۹۵ م. تا ۱۸۹۴م. و فهرست ۶۱ نقشه موجود در دانشگاه کمبریج لندن متعلق به سالهای ۱۵۷۰ تا ۱۸۲۴ م.راجع به آسیا را به چاپ رسانده در این نقشهها نیز همچنان خلیج فارس با نام تاریخی و درست خود ثبت شدهاست. درآلمان یک اطلس تاریخی حاوی تصاویر نقشههای موجود در موزهها و آرشیوهای خصوصی آلمان سال ۲۰۰۲ چاپ شده که ۹ مورد نقشههای جهان نام خلیج فارس را در بر دارد.حدود ۳۰ اطلس تاریخی مربوط به قرن گذشته خلیج فارس را با همین نام ثبت کردهاند. از جمله: اطلس توماس هربرت ۱۶۲۸ م. ،اطلس پاریس دانشگاه لوساج ۱۸۶۳م. ،اطلس آلمان ۱۸۶۱م. ،اطلس پاریس انویلی ۱۷۶۰م. ، اطلس جغرافیای مدرن ۱۸۹۰م. پاریس که توسط" F.SCHRADER and F.PRUDENT " طراحی شده دارای ۱۰ نقشه با ذکر نام خلیج فارس است. این اطلس در مرکز اسناد ملی مصر ( دار الوثائق قومی) نگهداری میشود و در نقشه شماره ۴۰ جزایر سه گانه با رنگ و متعلق به ایران ترسیم شدهاست. اطلس لندن ۱۸۷۳م. ،اطلس ارنست امبروسیوس ۱۹۲۲،اطلس بیلفیلد ۱۸۹۹ اطلس هارمسورث قرن ۱۹ لندن . و …دایرة المعارفهای بزرگ جهان مانند RAISONNE DE SCIENCE KOSJDK NHDVI HGLUHVT (چاپ ۱۷۵۱م. فرانسه) ، دایرة المعارف بریتانیکا، دایرة المعارف لاروسکا، امریکانا و….و .. تمام دایرة المعارفها ی مشهور از قدیم تا کنون خلیج فارس را با همین واژه ثبت نمودهاند.توضیح چند نقشه از اطلس تونس:جرارد ون شاگن نقشهنگار هلندی در سال ۱۶۸۹ (میلادی) در آمستردام نقشهای از جهان ترسیم کرد. نوشتار اصلی: نقشه جهان این نقشه به سبک کندهکاری با فلز مس و رنگکاری دستی تزئین شدهاست. نقشه مسآرایی شده، نقشهای کمیاب است و فقط یک رونوشت از آن در دانشگاه آمستردام میباشد و نسخهای مشابه در کتابخانههای آمریکا ندارد. جزایر خلیج فارس جزایر زیادی در خلیج فارس وجود دارند که برخی از آنها از اهمیت کم و برخی از اهمیت بالایی برخوردارند. اکثر جزایر مهم خلیج فارس متعلق به ایران است. جزایر مهم خلیج فارس عبارتاند از: قشم، بحرین، کیش، جزیره خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک و جزیره لاوان. جزایر ایرانی خلیج فارس کشتی یونانی در آبهای ساحلی جزیره کیش در خلیج فارس از میان جزایر خلیج فارس بیش از ۳۰ جزیره مسکونی و غیر مسکونی آن متعلق به کشور ایران است. برخی از این جزایر به علت کشند آب(جذر و مد) در زیر آب قرار میگیرند و غیر مسکونی هستند. جزایر غیر مسکونی خلیج فارس به عنوان زیستگاه مرجانهای دریایی، محل تخمگذاری پرستوهای دریایی و لاک پشتها و همچنین زیستگاه انواع پرندگان مهاجر از اهمیت ویژه جهانی برخوردار است.بزرگترین جزیره این خلیج قشم نام دارد . [۲۵][۲۶][۲۷] جزایری که در استان هرمزگان ایران قرار دارند: جزیره کیش - جزیره قشم - جزیره تنب بزرگ - جزیره تنب کوچک - جزیره ابوموسی - جزیره لاوان - جزیره شتور - جزیره هندرابی - جزیره فرور بزرگ - جزیره فرور کوچک - جزیره سیری - جزیره لارک - جزیره ناز - جزیره هرمز - جزیره هنگام جزایری که در استان بوشهر ایران قرار دارند:[۲۸][۲۹][۳۰] جزیره خارک - جزیره خارکو - جزیره عباسک - جزیره میر مهنا - جزیره فارسی - جزیره نخیلو - جزیره تهمادو - جزیره گرم - جزیره ام الکرم - جزیره شیخ الکرامه - جزیره شیف - جزیره متاف - جزیره مرغی - جزیره چراغی - جزیره ام سیله - جزیره سهدندون - جزیره مولیات جزایری که در استان خوزستان ایران قرار دارند: جزیره مینو - جزیره خور موسی - جزیره بونه - جزیره دارا - جزیره قبر ناخدا اهمیت خلیج فارس ساحل خلیج فارس در بندر سیراف در استان بوشهر ایران خلیج فارس در واقع محور ارتباط بین اروپا، آفریقا، آسیای جنوبی و جنوب شرقی است. از نظر راهبردی در منطقه خاور میانه، به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین مرکز ارتباطی بین این سه قارهاست و بخشی از یک سیستم ارتباطی شامل اقیانوس اطلس، دریای مدیترانه، دریای سرخ و اقیانوس هند میباشد. به همین دلیل از دیرباز مورد توجه قدرتهای جهانی و همچنین بازرگانان و تجار دنیا بودهاست. همچنین این منطقه منبع مهم انرژی جهان میباشد. در مجموع خلیج فارس از نظر جغرافیای سیاسی، استراتژیک، انرژی و تاریخ و تمدن یک پهنه آبی مهم و حساس در دنیا محسوب میشود.[۳۱][۳۲] اهمیت اقتصادی خلیج فارس افق خلیج فارس در منطقه پارس جنوبی بزرگترین عامل اهمیت خلیج فارس وجود معادن سرشار نفت و گاز در کف بستر و سواحل آن است به طوری که این منطقه را «مخزن نفت جهان» نام نهادهاند. خلیج فارس مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است، و به همین سبب، منطقهای مهم و راهبردی به شمار میآید. در حدود ۳۰ درصد نفت جهان از منطقه خلیج فارس تامین میشود[۳۳] که این مقدار گاهی افزایش و گاهی کاهش مییابد. نفت تولید شده در حوزه خلیج فارس باید از طریق این پهنه آبی و از راه تنگه هرمز به سایر نقاط جهان حمل شود.[۳۴] خلیج فارس از نظر ذخایر نفتی در مقایسه با سایر نقاط جهان دارای مزایای زیادی مانند سهولت استخراج، هزینه پایین تولید، مازاد ظرفیت تولید، کیفیت بالای نفت خام منطقه، سهولت حمل و نقل، توان بالای تولید چاهها و امکان کشف ذخایر جدید نفتی وسیع در منطقه میباشد. طبق آخرین برآوردهای انجام شده حوزه خلیج فارس در حدود ۷۳۰ میلیارد بشکه ذخیره نفت اثبات شده و بیش از ۷۰ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی را در خود جای دادهاست.[۳۵][۳۶] همچنین بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها میتوان بندرعباس، بوشهر، بندرلنگه، کیش، خرمشهر و بندر ماهشهر در ایران، و شارجه، دوبی و ابوظبی را در امارات متحده عربی و بندر بصره و فاو در عراق را نام برد. اهمیت نظامی-راهبردی خلیج فارس از منظر نظامی، وجود پایگاههای نظامی متعدد اعم از دریایی، هوایی و زمینی در منطقه خلیج فارس که عمدتا متعلق به کشورهای آمریکا و انگلستان هستند و همچنین حضور ناوهای جنگی کشورهای غربی بخصوص آمریکا در آبهای خلیج فارس، اهمیت نظامی و راهبردی خلیج فارس را نمایان میسازد. جنگ نفتکشها که در جریان جنگ ایران و عراق رخ داد یکی از عوامل حضور نظامی کشورهای غربی به ویژه آمریکا در خلیج فارس شد. اهمیت نظامی-راهبردی خلیج فارس به طور ویژه در جریان جنگ ایران و عراق، جنگ خلیج فارس و جنگ عراق آشکار شد.[۳۷] پیشینه دریانوردی در خلیج فارس پیشینه دریانوردی در خلیج فارس به گذشتههای بسیار دور، دست کم دو هزار سال پیش از میلاد، باز میگردد. مردمان تمدنهایی مانند سومر، آکاد، ایلام مسیر خود بین میانرودان و موهنجودارو در دره سند را از طریق این پهنه آبی میپیمودند. بررسیهای اخیر نشان میدهد که فنیقیها، نخست در جزیرهها و سرزمینهای پیرامون خلیج فارس زندگی و دریانوردی میکردند. در دوره هخامنشیان، داریوش اول از دریانوردان برجسته ایرانی، فینیقی و ساتراپهای یونانی نشین امپراتوری پارس خواست تا برای کشف یرزمینهای جدید به دریانوردی بپردازند که در نتیجه شناخت ایرانیان نسبت به خلیج فارس بیشتر شد. در یکی از کهن ترین اسناد پیرامون دریانوردی در خلیج فارس که به سده چهارم پیش از میلاد مربوط میشود، دریانوردی به نام نیارخوس (نئارخوس) در یازدهمین سال فرمان روایی اسکندر مقدونی و به دستور او سفر دریایی خود را آغاز کرد و در این سفر از دهانه رود سند به دهانه تنگه هرمز رفته و پس از عبور از خلیج فارس در ساحل رود کارون لنگر انداخت. او که در این سفر چند دریانورد ایرانی ازجمله بگیوس پسر فرناکه، هیدارس بلوچ و مازان قشمی نیز او را همراهی میکردند، سفرنامهای از سفر ۱۴۶ روزه خود نوشت که چکیدهای از آن باقی ماندهاست. او در سفرنامه خود به فانوسهای دریایی بزرگ و شگفت انگیز در خلیج فارس اشاره میکند.[۳۸] منابع غذایی خلیج فارس بیش از ۱۵۰ نوع ماهی متفاوت در خلیج فارس یافت میشود. بیشتر آبزیان خلیج فارس بجز چند مورد که وارد آبهای کارون، بهمن شیر و اروند میشوند مابقی در آبهای شور زندگی کرده و در همان جا تخم ریزی و تولید مثل میکنند. از مهمترین انواع ماهیهای تجاری خلیج فارس میتوان به زبیده، حلوا سفید، قباد، شیر ماهی، شانک، سنگسر، پیش ماهی، هامور، سیکین، کارفه، طوطی، حلوا سیاه، شوریده، خبور، کفشک، سرخو، خابور و سبور اشاره کرد. از دیگر محصولات غذایی باارزش خلیج فارس میتوان به میگو اشاره کرد. انواع صدفهای خوراکی نیز در برخی سواحل مانند ساحل بندرعباس و ساحل گشه(ساحل صدف) در بندر لنگه و همچنین در اطراف بعضی جزایر مانند هرمز، قشم و لارک یافت میشوند که بازار عمده آن کشورهای اروپایی است.[۳۹] محیط زیست خلیج فارس پستاندار دریایی به نام داگونگ به همراه فرزندش در ساحل کم عمق خلیج فارس خلیج فارس یکی از بزرگ ترین پناهگاههای موجودات دریایی مانند مرجانها، ماهیهای تزئینی کوچک، ماهیهای خوراکی و غیر خوراکی، صدفها، حلزونها، نرم تنان، شقایقهای دریایی، اسفنجهای دریایی، عروسهای دریایی، لاک پشتها، دلفینها، کوسه ماهیها و بسیاری از موجودات دریایی دیگر میباشد. متخصصان محیط زیست به دلیل نبود کارشناس و متخصص ویژه، هزینههای پژوهشی بالا و فقدان دانش کافی، گونههای مختلف جانوری پستاندار در خلیج فارس را در معرض خطر و آسیب میبینند. خشکسالی و عدم ورود مواد مغذی به آب، موجب کوچک ماندن و عدم رشد کافی برخی از آبزیان خلیج فارس شدهاست.[۴۰][۴۱] لاک پشتهای خلیج فارس ۵ گونه از ۸ گونه لاک پشتهای موجود در جهان در آبهای خلیج فارس و دریای عمان زندگی میکنند که ۲ گونه لاک پشت عقابی و لاک پشت سبز در سواحل و جزایر ایران تخم گذاری میکنند. این دو لاک پشت در سواحل جزایری چون هرمز، لارک، قشم، فارور و بنی فارور و مکانهای کم عمق ساحلی سکونت دارند و عمده مکانهای تخم ریزی آنها در جزایر هرمز، هنگام، فرور، شیدور، لاوان، کیش، نخیلو و ام الگرم گزارش شدهاست. وارد شدن نفت به آبهای خلیج فارس میتواند باعث ایجاد مسمویت در این لاک پشتها شود. همچنین فعالیتهای صیادی، وجود زباله، فاضلابها، تردد شناورها، انفجارات جهت اکتشاف معادن و آلودگی حرارتی تهدیداتی برای زندگی آنها محسوب میشوند.[۴۲] دلفینها و نهنگهای خلیج فارس دلفینهای سواحل جنوبی ایران، در اطراف جزیره هنگام دلفینها و نهنگها از جمله پستانداران آبی هستند که در خلیج فارس و دریای عمان زندگی میکنند. دلفینهایی با نام پورپویز و همچنین دلفینهای بینی بطری در جنوب جزیره قشم و در جوار جزیرههای هنگام، سالارک و هرمز زندگی میکنند که در معرض مخاطرات گوناگون هستند. نبود تحقیقات کافی و نبود متخصص زبده باعث کاهش تعداد دلفینهای گوژپشت و نهنگهای خاکستری شدهاست. برخورد دلفینها و نهنگها با شناورها و پروانه موتور قایقها و همین طور آلودگی برخی از نقاط آبهای خلیج فارس به آلایندههای نفتی و شیمیایی زندگی این پستانداران را تهدید میکند. طبق برخی گزارشها نهنگ خلیج فارس در معرض خطر انقراض قرار دارد.[۴۳][۴۴] جنگلهای حرا تنها جنگلی است که روی آب شور دریا به دلیل مهکشند(جذر و مد) شبها زیر آب هستند و روزها سر از آب بیرون میاورند که دارای انواع خاصی درخت است که ریشه آنان آب شور را، شیرین کرده و به درخت میدهد. کوسههای خلیج فارس ۷ گونه از کوسهها در آبهای خلیج فارس زندگی میکنند که از میان آنها میتوان به کوسه ماهی درنده، کوسه گربه ماهی، نهنگ کوسه یا کوسه کر، کوسه سرچکشی، کوسه ماهی شکاری و کوسه ماهی گورخری اشاره کرد. به دلیل گرانی قیمت کوسه در مقایسه با دیگر ماهیان خلیج فارس، صید بی رویه این آبزی در سالهای اخیر افزایش چشمگیری یافتهاست و نسل آنها را در معرض انقراض قرار دادهاست. از آنجایی که اغلب گونههای کوسه ساکن خلیج فارس زنده زا هستند، نمیتوان برنامههای مناسبی برای احیای نسل انها به روش پرورشی انجام داد. همچنین این کوسهها در زمان زاد و ولد به سوی ابهای با عمق کمتر (که کمینه دما را برای بچههای انان فراهم میکند) میآیند، افزایش تخریب مناطق ساحلی خطری دیگر برای تداوم نسل آنها به حساب میآید.[۴۵] آلودگی محیط زیست خلیج فارس در دهههای گذشته آلودگی زیست محیطی یکی از چالشهای مهم در این پهنه آبی بودهاست. از آن جایی که ۶۰ درصد از ذخایر نفت جهان در خلیج فارس است، احداث سکوهای نفتی و مجتمعها و پالایشگاهها در اطراف خلیج فارس و ورود نفت، مواد شیمیایی و پسابها به داخل آب از عوامل مهم این آلودگی میباشند. یکی از مهمترین آلودگیهای خلیج فارس در زمان جنگ ایران و عراق رخ داد بطوری که در حدود ۵,۸ میلیون بشکه نفت در آب رها شد و همچنین آتش سوزی چاههای نفت که باعث ورود حجم عظیمی از نفت خام به دریا شد.[۴۶][۴۷] همچنین عبور سالانه بیش از ۱۰،۰۰۰ شناور از خلیج فارس و دریای عمان که ۷۵ درصد آنها به حمل و نقل نفت خام و محصولات نفتی مربوط است و در پی آن تخلیه مواد زائد مختلف مانند آب شستشوی موتور، فاضلاب، آب توازن کشتی و بسیاری موارد دیگر سبب بروز مداوم انواع آلودگیها در منطقه میشود که اثرات قابل توجهی بر محیط زیست دارد. طبق مطالعات انجام شده سالانه در حدود ۱,۵ میلیون تن نفت به خلیج فارس نشت میکند و به همین علت سازمان بین المللی دریانوردی(IMO) این منطقه را در سال ۲۰۰۷.م به عنوان منطقه ویژه دریایی اعلام کرد. طبق آمارها میزان آلودگی این منطقه بیشتر از حد متوسط بین المللی است.[۴۸][۴۹] آلودگی ناشی از گرد و غبار یکی از عواملی که بر محیط زیست حاشیه خلیج فارس و تمامی شهرهای غربی ایران اثرات زیست محیطی منفی ناگواری برجای گداشته گرد و غبار عربی است هر سال در فصل خشک" توفانی از گرد و غبار" از سوی عراق - کویت و شمال عربستان بسوی سواحل شمال خلیج فارس و غرب ایران وزیدن می گیرد این گرد و غبار مخرب حتی گاهی اوقات تا تهران نیز می رسد و موجب تعطیلی زندگی و کسب و کار می شود.گرد و غبار باعث فرار پرندگان و حیواناتشده و بر توع زیستی سواحل خلیج فارس آسیب زده است. [۸] نگارخانه خلیج فارس نقشهای که توسط کارتوگرافر آلمانی آبراهام ارتلیوس ترسیم شده که در نخستین اطلس نوین در میان سالهای ۱۵۷۰ تا ۱۶۲۴ چاپ شدهاست. نام خلیج فارس در نقشه مشهود است نقشهای که توسط اصطخری جغرافیدان ایرانی در قرن ۹ میلادی در کتاب الاقالیم رسم شدهاست، و در آن نام «دریای فارس» (بحر فارس) برای خلیج فارس بهکار رفتهاست. نقشه بریتانیایی چاپ ۱۸۰۸ میلادی که نام خلیج فارس را نشان میدهد. نقشهای اروپایی از سال ۱۷۱۹ میلادی که نام خلیج فارس را نشان میدهد. نقشه تاریخی به زبان فرانسه از خلیج فارس نقشهای اروپایی از قرن ۱۶ میلادی؛ نام خلیج فارس به لاتین Sinus Persicus در سمت راست پایین نقشه دیده میشود نقشهای که سباستین مونستر در سال ۱۵۸۸ میلادی رسم کرده، و نام «خلیج فارس» را نشان میدهد. نقشهای که توسط اصطخری در دوران طلایی اسلام ترسیم شدهاست. نقشهای اروپایی از سال ۱۵۳۱ میلادی که نام لاتین خلیج فارس را نشان میدهد. نقشهای فرانسوی از سال ۱۵۴۰ میلادی که نام خلیج فارس را نشان میدهد. تپههای مرجانی در خلیج فارس نقشهٔ امپراطوری ایران، ۱۱۲۶ خورشیدی، نقشهٔ چاپ شده در لندن. ۱۷۴۷ م. نام خلیج فارس «Persian Gulf» و نام دریای عمان «Persian Sea» نوشته شدهاست. نقشه عربستان سعودی از خلیج فارس، مربوط به سال ۱۹۵۲ میلادی که نام خلیج فارس را نشان میدهد. نقشهٔ هلندی که شامل نام خلیج فارس میشود. نقشه ایران در سال ۱۱۰۸ خورشیدی تهیه شده توسط دربار عثمانی.بحر فارس در جنوب ایران مشخص است.
10اردیبهشت روز خلیج فارس مبارکبادروز ملي خليج فارس با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تقويم ايران اضافه شد. شوراي عالي انقلاب فرهنگي با توجه به هدف قراردادن هويت فرهنگي و تاريخي ملت ايران از سوي ايادي استكبار جهاني به خصوص برخي از كشورهاي همسايه و تلاش آنان براي تحريف نام تاريخي
آلن كارول، رئيس گروه تدوين نقشههاي اين اطلس گفته است كه سياست اين مؤسسه در ثبت نام مكانها، سياست �دوفاكتو�ست؛
خليج فارس، به پيشنهاد شوراي فرهنگ عمومي روز اخراج پرتغاليها
از تنگه هرمز را به عنوان روز ملي خليج فارس نامگذاري كرد.
بخشي از تاريخچه نام خليج فارس در اسناد تاريخي
يعني بنا بر نامهايي كه در عمل به كار ميرود، تصميم گرفته ميشود، نه
بر اساس نامي كه فرد يا گروه خاصي بر آن مينهد. وي همچنين تصريح كرد
كه نام �خليج فارس� در اطلس �National geographic�، همچنان به عنوان
نام اصلي اين خليج به كار خواهد رفت.
خليج فارس، نام تاريخي آبهايي است كه از زمان باستان تا به حال به كار برده شده است. بنا بر مدارك متقن، يونانيان آن را �Sinus Persicus�،روميان �Mare persicum� و عربها نيز قرنها آن را �خليج فارس� يا �بحرفارس� ميناميدند. در زير به چند سند مهم تاريخي اشاره ميشود:
در سنگنبشته داريوش هخامنشي در مصر متعلق به سال 518 تا 515 پيش از ميلاد، در عبارت �درايه تپه هچا پارسا آيي تي هني�؛ دريايي كه از پارس ميرود يا سر ميگيرد، نام درياي پارس آمده است.
بطلميوس، عالم و جغرافيدان مشهور قرن دوم ميلادي، در كتاب جغرافياي عالم كه به زبان لاتين نگاشته شده، از نام (پرسيكوس سينوس) به عنوان خليج فارس ياد كرده است.
در سال 425 پيش از ميلاد، هرودت، مورخ مشهور يوناني در كتاب تاريخ معروف خود، نام خليج فارس را �بحر احمر� يا �درياي سرخ� ناميده است.
در سال 1892، لرد كرزن، وزير خارجه انگلستان، در كتاب �ايران و قضيه ويليام راجز، وزير امور خارجه وقت ايالات متحده آمريكا، در گزارش مورخ 1971 ميلادي خود در مورد سياست خارجي اين كشور از نام خليج فارس استفاده كرده است؛ از جمله فرهنگهاي آلماني، انگليسي، آمريكايي، فرانسوي، تركي و... .در فرهنگهايي كه به زبانهاي مختلف تدوين و چاپ شده است؛ از جمله فرهنگهاي آلماني، انگليسي، آمريكايي، فرانسوي، تركي و... خليج فارس نيز به همين نام آورده شده است.
مرسی توهین به پیامبر اسلام (ص) را محکوم کردمحمد مرسی رئیس جمهور مصرمحمد مرسي رئيس جمهور مصر، بيحرمتي به پيامبر اسلام (ص) در فيلم ضداسلامي ساخته يک مرد امريکايي- اسرائيلي را محکوم کرده است.
مرسي که براي يک ديدار رسمي به بروکسل، پايتخت بلژيک، سفر کرده است، در سخناني که از تلويزيون دولتي مصر پخش شد گفت: «ما مصريها هر نوع حمله و يا توهين به پيامبر خود را محکوم ميکنيم. من مخالف توهين به پيامبرمان هستم و آن را محکوم ميکنم.»
وي از سوي ديگر حمله روز سهشنبه (۲۲ شهريور، ۱۲ سپتامبر) به کنسولگري امريکا در شهر بنغازي ليبي را محکوم کرد و گفت، مخالف هرگونه خشونت است و اعمال خشونت عليه هيچ سفارتي را در کشورش نميپذيرد.
مرسي افزود: «همه ما ميدانيم که کشتار انسانهاي بيگناه با قوانين اسلام مغايرت دارد. آزادي عقيده و اعتراض مورد قبول است، اما بدون حمله به اموال عمومي و خصوصي، سفارتخانهها و مکانهاي ديپلماتيک.»
رئيس جمهور مصر گفت: «اين وظيفه ما است که از مهمانانمان و بازديدکنندگان خارجي حفاظت کنيم. من از همه ميخواهم که به اين مساله توجه داشته باشند، از قوانين مصر سرپيچي نکنند و به سفارتخانهها را هدف حمله قرار ندهند.»
در ليبي مردان مسلح سهشنبه به کنسولگري امريکا در شهر بنغازي در شرق آن کشور حمله کردند. کريستوفر استيونز، سفير امريکا در ليبي و سه نفر از کارکنان کنسولگري در اين درگيريها کشته شدند.
مرسي در حالي اين سخنان را بيان داشت که درگيريها ميان پليس مصر و مسلمانان خشمگين و معترض به اين فيلم که در آن به ساحت مقدس پيامبر اکرم (ص) توهين شده است، مقابل سفارتخانه مصر ادامه دارد.
نيروهاي امنيتي از گاز اشکآور براي پراکنده کردن معترضان استفاده کردند.
اعتراضها مسلمانان خشمگين در سرتاسر جهان اسلام در محکوميت اين فيلم ۵ميليون دلاري که بيش از ۱۰۰ یهودی هزينه ساخت آن را تامين کردهاند، رو به افزايش است.

